خاکریزي ها<< بخش

شهید اکبرپور: برادران و خواهران من و پدران و مادران من اسلام دوباره دارد احیاء می شود به این باور نباشید که ما زمان امام حسین(ع) نبودیم که در رکاب او جنگ کنیم بلکه امام حسین زمان مان این رهبر ما روح خدا است

پنجم مهر سفر روحانی اش آغاز شد و در هفتم مهر مستقر در منطقه سر پل ذهاب شد . سیزدهم مهر سال ۵۹ در درگیری با بعثیون و دفاع از انقلاب اسلامی با اصابت ترکش خمپاره به دست و حلق دعوت حق را لبیک گفت و به سمت عرش الهی به پرواز درآمد.

بزرگترین آرزوی شهید داریوش مردادی قبل از شروع جنگ تحمیلی ادامه تحصیل در رشته مهندسی بود که او با ثبت نام در دانشگاه جبهه سرانجام در تاریخ ۱۳/۷/۵۹ در سر پل ذهاب به همراه سیزده کبوتر عاشق گیلان با سرفرازی کامل و با تقدیم خون خود در دانشگاه الهی پذیرفته شد.

چنین مقدّر گردید که شهید سید کاظم سیادتی در سیزدهم مهر ماه سال ۱۳۵۹ روز پروازش باشد. پرواز از خاک سر پل ذهاب به سمت آبی های بی کران آسمان .

در اولین کاروان نیروهای “مردمی و پاسدار” استان گیلان اعزامی به جبهه سرپل ذهاب بیش از ۲۰ نفر از فرزندان رشید مردم ثابت قدم شهرستان رودسر حضور داشتند.

برادر شهیدان گلچینی گفت: سرنوشت برای ما اینگونه رقم خورد که هر دو برادرم را به فاصله شش روز از دست بدهیم و ۳۱ سال بعد به فاصله ۱۰ روز پیکرشان شناسایی شود.

من یک درخواست عاجزانه از این ملت دارم ، شما که تا به حال دنباله رو امام عزیز و روحانیت مبارز بودید و خواهید بود ، انشاءالله هیچ وقت از یاد انقلاب غافل نشوید

من این وصیت نامه را هنگامی می نویسم که ۲۰دقیقه مانده به تحویل سال۱۳۶۷ و ای مردم عید ما هنگامی است که پرچم اسلام در بلندترین نقطه های جهان به افراز درآید تا جهان بداند که اسلام پیروز است.

شهید محمد جواد یوسفی کجیدی از سوی یگان بسیج استان قزوین در جبهه حضور یافت. هفتم اسفند ۱۳۶۲، در دشت آزادگان به شهادت رسید. پیکرش مدت‌ها در منطقه بر جا ماند و سال ۱۳۷۵پس از تفحص در گلزار شهدای شهر قزوین به خاک سپرده شد.

در همان اعزام اول وقتی به سنندج رسیدم یکی دو روزی تو پادگان توحید بودیم جرات بیرون آمدن نداشتیم شهر امنیت نداشت بعد به طرف مریوان حرکت کردیم که در بین راه به ما کمین زدند و…

… و سر انجام وی همانند دیگر عاشقان به مکتب و قران برای پاسداری و حراست ار دین اسلام و نبرد با کفر جهانی در منطقه سر پل ذهاب در سیزدهم مهر ماه سال ۱۳۵۹ شربت شهادت را نوشید و به تاریخ پیوست و جاودان شد.

مادر جان امشب برای ما آماده باش است و من این نامه را برای مادری که سالها برای من زحمت کشیده و همیشه ناراحتی مان او را رنج می دهد، نوشتم .شاید این آخرین بار باشد مادر که با تو گفتگو می کنم .

شهید محمد رضا تقی پور، در سال ۱۳۳۸ در بخش واجار گاه رودسر به دنیا آمد .از آن جایی که بعد از ۸ فرزندی به دنیا آمده بود که هیچ کدام برای خانواده زنده نمانده بودند و خود او هم با دعا و توسل و راز و نیاز نصیب خانواده شده بود توجه ویژه ای به او می شد.

شهید ساسان پورنقاشیان وقتی که می خواست به جبهه برود اصلاً دوست نداشت کسی او را بدرقه کند بنابراین در خانه باماخداحافظی کرد و گفت همه شما را به خدا می سپارم!.

گفتم: (( پسر، مگه قرار نبود تا من در منطقه هستم، تو خانه بمانی؟)) خیلی آرام و خونسرد جواب داد: (( فقط یک عملیات…! فقط در همین یک عملیات شرکت می کنم و برمی گردم…

دبیرکل گردان‌های سیدالشهدای عراق گفت: شهید حسین‌پور بعد از عراق به حلب سوریه منتقل شد و آخرین نبردش در آنجا بود.

شهید حسینی در سال ۱۳۶۴ برای نخستین بار عازم جبهه ها شد و سرانجام بعد از یک سال و چند ماه دلیری و رشادت در تاریخ ۱۰/۶/۶۵ در عملیات کربلای ۲ در منطقه حاج عمران در ۲۵ سالگی به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

شهید شمسی‌پور به‌ همراه‌ دوستش‌ یوسف‌ عزیزی‌ به‌ مدت‌ ده‌ روز در زندان‌ نیروهای‌ حزب‌ کومله و ‌دمکرات‌ کردستان‌ در اسارت‌ و شکنجه‌ بسر می‌برند، تا اینکه‌ بیست‌ونهم‌ خرداد همان‌ سال‌ به‌ دست‌ اعضای‌ این‌ دو حزب‌ مزدور، با اسلحه‌ سرد (تبر) به‌ شهادت‌ رسیدند. مزار این شهید در زادگاهش قراردارد.