یکشنبه،۱۹دی۱۳۹۵
کد: 137210
در خاکریزی ها نوشت:

روایت کربلایی از قیام ۱۹ دیماه سال ۱۳۵۶ مردم قم

خاکریزی ها... آرم
 

پس از کشتار مردم قم و پس از به شهادت رسیدن تعدادی از طلاب حوزه علمیه در ماجرای ۱۹ دی به این صحنه رسیدم و بسیار غصه خوردم

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی احرارگیل،حسن کربلایی از روایت خود از قیام خونین ۱۹ دی مردم قم در «خاکریزی ها»نوشت:

در  ۱۹ دیماه سال ۱۳۵۶ فردی موثر نبودم ولی متاثر شدم.
دوران دبیرستان را درقم میگذراندم،  از کودکی در جریان قیام امام خمینی بودم، پدر م مقلد و مرید امام خمینی بود، پدر بزرگ مرحوم آیهالله فکور یزدی از اساتید حوزه قم و از مرتبطین با امام در نجف  بود،  فعالیتهای سیاسی را ارسالها پیش آغاز کرده بودم، در جربان خیانتها،   ظلم ها،  شکنجه ها و تبعیدهای دوران شاه بودم، در تشییع پیکر خونین شهید سعیدی در خیابان خاکفرج قم بودم،  شاهد  جریان کتک خوردن طلاب در مدرسه  فیضیه قم  و دستگیری آنان بودم. در برپایی جلسات و محافل سیاسی و قرآنی نقش عمده ای داشتم. منزل ما سالها قبل از انقلاب مرکزی بود برای جوانان محله اسماعیل آباد قم،  لیکن…

همه را  گفتم تا بگویم این یکی از دست من دررفت،  یعنی روز ۱۹ دی در جریان قرار نگرفتم،  مغازه پدر م در حوالی مسجد امام حسن عسکری بود، صدای شلیک گلوله ها را به خوبی شنیدم،  با پدر م  در کارهای مغازه کمک میکردم،  سالها  آخر دبیرستان بودم، بالاخره تاب نیاوردم و پریدم روی موتور گازی و به طرف محل تیر اندازی یعنی  مقابل حرم و مقابل مدرسه خان حرکت کردم،  در اولین گلوگاه یعنی مقابل دیوارهای قبرستان شیخان،  اولین نیروی گاردی شاه  باتوم خود را بالا برد و سر مرا نشانه رفت،  تنها اقدامی که میتوانستم انجام دهم پرت کردن خودم روی فرمان موتور بود که همین امر موجب شد تا این چوب بلند یا باتوم آن گاردی روی زین موتور من فرود آید، او  نفر  بود و تا آخر دیوار شیخان گاردیها به صف ایستاده بودند،
این مسیر را با  زرنگی تمام طی کردم  و به یک چهار  راهی رسیدم. از این مقدار دیدن  میدان سرو صدا سیر نشدم، کمی شیطان و سمج بودم و به دنبال اصل ماجرا بودم.

   دقیقا سمت راست رفتم،  یعنی همان جایی که فقط نیروهای گاردی با تفنگها و باتوم های خود باقی مانده  بودند و بوی باروت همه  فضا را  پر کرده بود،
شاید آنان از خود میپرسیدند،  این دیگر کیست،  مسیر را طی کردم و به سه را ه موزه و بعد هم پل آهنچی رسیدم و از معرکه خارج شدم.
البته  این کنجکاوی من،  نمره ای برای من نداشت و بالاخره غایب میدان بودم  ولی شاید من اولین نفری بودم که پس از کشتار مردم قم و پس از به شهادت رسیدن تعدادی از طلاب حوزه علمیه در ماجرای ۱۹ دی  به این صحنه  رسیدم و بسیار غصه خوردم که چرا من در بین تظاهر کنندگان نبودم.
از آن پس در تمامی مراسم و جلسات و محافل  شهر قم بودم و اصولا کاری غیر از حضور در اینگونه صحنه ها نداشتیم،
تمام قصد من از نگارش این چند خط این بود که خونریزی و خباثت نیروهای شهربانی قم  نیروهای گارد شاه را در کشتار مردم قم در ۱۹ دی سال ۱۳۵۶ بیان کنم
البته قبل از این کشتار،  تظاهر کنندگان در اعتراض به مقاله ای علیه امام خمینی به منزل علماء رفته بودند،  آیهالله محمد یزدی، نوری همدانی و….. و از بیانات و ارشادات  علماء بهره مند شده بودند.  الحق والانصاف آنان اگر چه اندک بودند ولی خط شکنی کردند و با ریخته شدن این خونهای پاک در سنگفرش خیابانها ی  اطراف حرم  حضرت معصومه س  انقلاب اسلامی جان گرفت و برگزاری مراسم سوم و هفتم و چهلم شهادت آنان در مسجد اعظم قم و حرم مطهر و و سپس در تبریز و دیگر استانها،   به این نهضت جان داد و انقلابی که از سال چهل و یک توسط امام خمینی آغاز شده بود، در بهمن ۵۷ به پیروزی رسید.
درود خدا بر شهیدان،  و امام شهیدان

————————————————————————————————————————————————–

انتهای پیام

منبع:گروه تلگرامی«خاکریزی ها»

نام *
پست الکترونیک *
وب سایت
  • بهمن ۱۳۹۵
    ش ی د س چ پ ج
    « دی   اسفند »
     1
    ۲۳۴۵۶۷۸
    ۹۱۰۱۱۱۲۱۳۱۴۱۵
    ۱۶۱۷۱۸۱۹۲۰۲۱۲۲
    ۲۳۲۴۲۵۲۶۲۷۲۸۲۹
    ۳۰