پنج شنبه،۱۸آبان۱۳۹۶
کد: 157570
در اوایل بلوغ

عوامل محرک خشم در نوجوانان چیست؟

 

واکنش های خشم در نوجوان بسیار متفاوت است، به خصوص در اوایل بلوغ؛ در عده ای به صورت تمرد و سرپیچی و در برخی به صورت داد و فریاد کشیدن و در عده ای دیگر به صورت سکوت همراه با اخم و گوشه گیری و افسردگی نمایان می شود؛ زمانی به صورت عکس العمل های تکراری از قبیل: کوبیدن پا به زمین و یا در را به دیوار زدن، ظاهر می گردد.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی احرارگیل،واکنش های خشم در نوجوان بسیار متفاوت است، به خصوص در اوایل بلوغ؛ در عده ای به صورت تمرد و سرپیچی و در برخی به صورت داد و فریاد کشیدن و در عده ای دیگر به صورت سکوت همراه با اخم و گوشه گیری و افسردگی نمایان می شود؛ زمانی به صورت عکس العمل های تکراری از قبیل: کوبیدن پا به زمین و یا در را به دیوار زدن، ظاهر می گردد.

در نوجوان بیش از کودکان است و عوامل محرک خشم در نوجوان گاهی چیزهایی است که از آن محروم می شود و بین او و آرزوهایش فاصله می افتد و یا از خواسته های آنی اش جلوگیری می شود؛ مثلاً، می خواهد بخوابد، مانع خوابیدن او می شوند و یا او را از خواب بیدار می کنند و یا دست به کاری می زند، اما از انجام آن ناتوان است و یا زمانی که خود و خانواده اش مظلوم واقع می شوند و یا وقتی که اطرافیان و اشیا و وسایل او دست درازی می کنند.

گاهی خشم متأثر از عوامل طبیعی است، مثل (تغییر) هوای خیلی سرد و یا حرارت سوزان و طوان، گاهی هم خشم در مقابل رفتار والدین، پدید می آید.

جوان در تمام این حالتها باید خونسردی خود را حفظ کند و سعی نماید تعادل خود را از دست ندهد و قبل از هر عمل یا عکس العملی که می خواهد انجام دهد، عاقلانه بیندیشد، چرا که میدان دادن به غضب، انسان را در زندگی کم کم به یک حالت حساسیت عصبی می کشاند؛ در این هنگام، عقل رو به ضعف می گراید. افراط در خشم و غضب موجب می شود که شخص، مبتلا به نوعی جنون گردد و هر عملی را که عقل، مجاز نمی داند از او صادر شود.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: غضب، ایمان را فاسد می گرداند، همچنانکه سرکه، عسل را. و نیز از امام صادق علیه السلام نقل گردیده است که درباره غضب فرمود: کلید هر شر و بدی خشم است.

جوان در رابطه با والدین و دوستان و زیردستان خود، باید خشم خود را کنترل کند، اما هنگامی که می بیند حقی ناحق می شود، دیگر نباید دم فرو بندد، بلکه در این صورت باید خشم خود را بطور طبیعی و معقول اظهار نماید و از حق دفاع کند، ولی از جاده عدالت و اعتدال خارج نشود.

در مورد پیامبر بزرگ اسلام نقل گردیده است که او به خاطر دنیا خشمگین نمی شد، اما هر گاه پای حق به میان می آمد و حقی ناحق می شد، غضبناک می گردید و احدی را نمی شناخت و آرام و قرار نمی گرفت تا این که حق را به حقدار برگرداند و ستم را از ستمدیده برطرف نماید.

افکار

نام *
پست الکترونیک *
وب سایت