جمعه،۱۵دی۱۳۹۶
کد: 161666
«یادی که در دلها هرگز نمی میرد یادشهیدان است»

جمعه های شهدایی احرارگیل/ فرازی از زندگی نامه و وصیت نامه شهید علی رضا همتائی گشتی،شهرستان فومن

 

سلام بر تمامی شهیدان بخصوص شهید محله مان شهید سید حسن فرازنده مادر جان همان گونه که مرا دوست دارید سربازان محله مان وسربازان دیگر اسلام را همانند من دوست داشته باشید واز شما می خواهم برای آمرزش روح پدرم قرآن بخوانید.

گروه ایثارو مقاومت پایگاه خبری تحلیلی احرارگیل، این هفته نگاه دل شما همسفران را به برگی از زندگی و فرازی از وصیت نامه شهید علی رضا همتائی گشتی،شهرستان فومن جلب می نماید.

ازشهدای دی ماه استان گیلان
فرمانده خطاب به من گفتند؛ آقا داری چکار می کنی گفتم ؛ما قله منجیل را فتح کردیم وبه خاطر این پیروزی دارم به بچه ها شیرینی می دهم. انشاالله بتوانیم روزی عراق را هم فتح نمائیم ودر کربلا به بچه ها شیرینی بدهیم

نویدشاهدگیلان: شهید علی رضا همتائی گشتی در سال ۱۳۴۶در یک خانواده مذهبی در روستای امام زاده تقی از توابع دهستان گشت شهرستان فومن چشم به جهان گشود. در سال ۱۳۵۲قدم به مدرسه گذاشت وتحصیلات خود راتا سال دوم راهنمایی ادامه داد.در سال ۱۳۶۳پدر عزیز خود مرحوم شادروان شیر محمد همتائی را از دست داد.

در غیاب پدر بعنوان برادر بزرگتر هم به لحا ظ عاطفی می بایست جایگزین محبت های پدری می شد وهم به لحاظ اقتصادی می بایست از عهده کارهای منزل وتامین هزینه های زندگی خانواده ای پرجمعیت بر می آمد .با وجود همه این مشکلات ومصائب در پاییز ۱۳۶۵به خدمت مقدس سربازی اعزام گردیدند وبا وجود اینکه بدلیل اینکه در نبود پدر با اخذ کفالت می توانستند از زیر بار خدمت سربازی در شرایط بحرانی وحساس کشور شانه خالی نمایند اما در شرایطی که کشور عزیزمان ایران مورد هجوم بیگانگان واقع گردیده بود امر خدمت مقدس سربازی را وظیفه خود دانسته وبه خدمت سربازی شتافتند .دوره آموزشی رادرپادگان منجیل سپری نمودند .بعد اتمام دوره آموزشی در چهارم دی ماه سال۱۳۶۵در عملیات کربلای ۵در منطقه شلمچه به فیض عظیم شهادت نائل آمدند.

شهید علیرضا همتائی از خصوصیات اخلاقی بسیار خوبی برخوردار بودند وبسیار رئوف ومهربان بودند. هم در محیط خانواده برای مادر ،خواهر وبرادر های کوچکتر بسیار مهربان بودند وجایگزین محبت های پدر بودند وهم در محیط خارج از منزل ودر جمع دوستان بسیار خوش اخلاق مهربان بودند.
خاطره ای از خود شهید به نقل از خود ایشان در دفتر خاطرات ایشان می باشد وبدین گونه است که در پادگان منجیل در یک عملیات مانوری شرکت کردیم .پس از پایان عملیات کلوچه ای داشتم ،که آن را بین دوستان تقسیم نمودم. فرمانده خطاب به من گفتند؛ آقا داری چکار می کنی گفتم ؛ما قله منجیل را فتح کردیم وبه خاطر این پیروزی دارم به بچه ها شیرینی می دهم. انشاالله بتوانیم روی عراق را هم فتح نمائیم ودر کربلا به بچه ها شیرینی بدهیم.

فرازی از وصیت نامه شهید علی ضا همتائی: 

مادر جان درود بر شما وتمامی مادران شهداخوشا به حال من که شهادت نصیب من خواهد شد مادر جان اگر مرا دوست دارید پس از شهادت من کمتر گریه وزاری کنید خواهران بزرگوار من ،همچون حضرت زینب (س)باشید وچون او گریه کنید .
برادران من در راه خداوندودین او کوشش بسیار کنید .مادر جان درود بر شما که چنین غنچه هایی را پرورش می دهید که جان خود را در راه ایمان و قرآن نثار می نمایند .سلام بر تمامی شهیدان بخصوص شهید محله مان شهید سید حسن فرازنده مادر جان همان گونه که مرا دوست دارید سربازان محله مان وسربازان دیگر اسلام را همانند من دوست داشته باشید واز شما می خواهم برای آمرزش روح پدرم قرآن بخوانید.
نام *
پست الکترونیک *
وب سایت