جمعه،۲۲دی۱۳۹۶
کد: 162189
«یادی که در دلها هرگز نمی میرد یادشهیدان است»

جمعه های شهدایی احرار/ فرازی از وصیت نامه شهید غلامرضا حسین پور سقالکساری شهرستان رشت+ دست خط

 

شهید غلامرضا حسین پور سقالکساری در تاریخ ۱۳۴۶/۶/۱۱ در روستای سقالکسار رشت متولد شدند و تحصیلات خود را تا مقطع سیکل به پایان رسانیدند. قبل از رفتن به سربازی در مسجد محل فعالیت داشتند.

گروه ایثارو مقاومت پایگاه خبری تحلیلی احرارگیل، این هفته نگاه دل شما همسفران را به وصیت نامه شهید غلامرضا حسین پور سقالکساری از شهرستان رشت جلب می نماید.

شهید غلامرضا حسین پور سقالکساری در تاریخ ۱۳۴۶/۶/۱۱ در روستای سقالکسار رشت متولد شدند و تحصیلات خود را تا مقطع سیکل به پایان رسانیدند. قبل از رفتن به سربازی در مسجد محل فعالیت داشتند. سپس به سربازی رفته و در تاریخ ۱۳۶۲/۱۰/۲۰ در پیرانشهر بر اثر اصابت گلوله بر سر درگیری با کومله به درجه رفیع شهادت رسیدند.
 با درود فراوان به رهبر کبیر انقلاب و با سلام به شهید گلگون کفنان ایران مقدمه وصیت نامه ام را آغاز می نمایم من کوچک شما غلامرضا حسین پور در سال ۱۳۴۳ در روستای سقالکسرا بدنیا آمد همان دوران کودکی ام با درد و رنج مواجه بودم پدرم و مادرم یک کشاورز بود آنها با تلاش شبانه و روزی که داشتن توانستند من را بزرگ کنند در سن ۷ سالگی پا به مدرسه گذشتم و شروع به درس خواندن کردم تا توانستم سوّم راهنمای را در مدرسه آقا سید شریف تمام نمایم چون وضع مادی پدرم خوب نبود ناچار شدم ترک تحصیل نمایم و دو سال با پدر و مادرم به کشاورزی پرداختم بعد از دو سال در ارتش جمهوری اسلامی ایران ثبت نام کردم و در آنجا برای خدمت به اسلام و انقلاب عزیزمان پرداختم
دوران آموزش را در پادگانهای کشکوک-۰۶-۰۱ دیدم « بعد از آنجا به لشکر ۲۳ نوهد افتادم و بعد که داخل لشکر آمد آنها مرا به پادگان ؟ اعزام کردند و در این جا به یاری خدا به جنگ با منافقین رفتیم و امّا آنچه را که وصت دارم به پدر و مادر و دوستان و برادران خواهرانم. سلام بر پدر و سلام بر تو ای مادر گرامی چه شبها نخوابدی(نخوابیدی ۹ و مرا شیر داده و از من با تلاش و کوشش مواظب( مواظبت ) کرده و بزرگ شدم پدر و مادر می بخشید که نتوانستم مهبت های(محبت های) شما را جبران کنم
مرا حلال کنید پدر و مادر عزیزم در این برهه از زمان برای فرزندتان آرزو پیوستن به علی اکبر حسین(ع) را داشته باشید و بر خود به بالیذ که امانت خدا را به خود خدا برگردانید (برگرداندید) ای پدر و مادر چه بگویم کم کم قبلم دارد از تپش می افتد  و شهادت مرا در آغوش خود فرا می خواند مسلسلم را در آغوش خود می فشارم در حالیکه فشنگهایم تمام شده از شما می خواهم که در این آخرین لحظات زندگیم حلالم کنید.
وصیت من به برادران و خواهران همسنگرم ، تقوی را پیشه کنید و محمود اعمال خویش قرار دهید همگی به حبل الله چنگ زنید متحد و یک صدا از خون شهیدان و خط امام پاسداری کنید در آخر از تمام شما خداحافظی می کنم و از پدر و مادران شهیدان می خواهم که صبر داشته باشید و افتخار کنید که فرزندتان در راه خدا شهید شده اند خداحافظ  به امید پیروزی رزمندگان اسلام بر علیه دشمنان بعثی عراق
خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار

پایگاه خبری تحلیلی احرارگیل،

نام *
پست الکترونیک *
وب سایت