جمعه،۲۲دی۱۳۹۶
کد: 162190
«یادی که در دلها هرگز نمی میرد یادشهیدان است»

جمعه های شهدایی احرار/ برگی از زندگی حماسی «شهید عباس زارع» شهرستان رودسر

 

شهید عباس زارع در بیستم دی ماه ۱۳۳۹ در شهر رودسر در خانواده ای مستضعف دیده به جهان گشود او اولین پسر خانواده اش بود و به گفته مادرش او سالها تلاش و مشقت پدر و مادر رنج کشیده اش است.

گروه ایثارو مقاومت پایگاه خبری تحلیلی احرارگیل، این هفته نگاه دل شما همسفران را به برگی از زندگی حماسی «شهید عباس زارع» شهرستان رودسر جلب می نماید.

شهدای دی ماه استان گیلان
 شهید عباس زارع در بیستم دی ماه ۱۳۳۹ در شهر رودسر در خانواده ای مستضعف دیده به جهان گشود او اولین پسر خانواده اش بود و به گفته مادرش او سالها تلاش و مشقت پدر و مادر رنج کشیده اش است.

شهید زارع از طفولیت انسانی بسیار خوش قلب و رئوف و مهربان بود و نیز در زندگی همیشه با کمبود امکانات مالی مواجه بود و همین امر باعث شد که تا کلاس پنجم ابتدائی بیشتر درس نخواند و برای پیشبرد معاش زندگی و هم اینکه بتواند کمکی به پدرش بکند به کار نقاشی ساختمان مشغول شد، اما بعد از مدتی بعلت مزد کم آن کار را نیز رها کرد و در تهران نزدیکی از بستگان خودش مشغول کار آهنگری شد و مدت ۴ سال مشغول کار بود تا اینکه انقلاب شروع شد و ایشان بعلت علاقه ای که نست به امام عزیز داشتن بیشتر روزها از کار خود دست می کشیدند و در راهپیمائی ها و تظاهرات تهران شرکت می کردند و بعد از پیروزی انقلاب به شهر رودسر آمدند و در همان ایام با یکی از خویشان خود ازدواج نمودند.

پافشاری زیاد او و عشق و علاقه ای که نسبت به پاسداری داشت موفق شد لباس مقدس پاسداری را بر تن کرده و مشغول کار شود. بطوریکه حتی در مواقع استراحت حاضر نبود سری به خانواده و همسرش بزند و مدام با برادران دیگر به ماموریت می رفت و با اینکه هنوز دو سه ماهی بیشتر در سپاه نبود بعلت علاقه زیاد برای ملت دو ماه به یکی از شهرهای اطراف سنندج به ماموریت رفت.

شهید زارع به مدت هفت ماه موفق شد در این ارگان اسلامی و انقلابی به فعالیت کند و از اسلام و امام عزیز خود دفاع نماید ولی بعد از آن مدت به علت عوض شدن فرمانده شان و به دلیل اینکه می خواستند از آنها امتحانی به عمل آورند و او نیز سوادش کم و در سطح پائین بود و حاضر نبود در این ارگان تشکیلاتی لطمه ای به انقلاب و به رهنمود امام وارد شود و خود چندین بار با مسئولین جدید چه شخصا و چه به وسیله واسطه تماس گرفت ولی دلیلش قانع کننده نبود و مجبور شد از سپاه بیرون بیاید ولی از هدفش نگذشت و ایمانش راسخ تر گشت و همیشه به طور مستقیم و غیر مستقیم با سپاه همکاری می کرد.

او در این مدت صاحب فرزندی نیز شد، شهید زارع در ۱۹ خرداد ۶۰ برای خدمت سربازی روانه شاهرود شد و دوره آموزشی را در آنجا به پایان رساند و پس از پایان دوره آموزشی عازم جبهه های جنگ علیه بعثی های کافر در گیلانغرب شد و در آنجا مدت سه ماه مشغول آموختن فنون تکاوری بود و بعد از آن به خط مقدم عازم گشت و در ماه هفتم سربازیش در هنگام نبرد با کفار بعث عراق و بعد از آزاد کردن چند کوه بعلت ترکش خمپاره به درجه رفیع شهادت نائل گشت.

نام *
پست الکترونیک *
وب سایت