جمعه،۱۸اسفند۱۳۹۶
کد: 165741
«یادی که در دلها هرگز نمی میرد یادشهیدان است»

جمعه های شهدایی احرار/ وصیت نامه طلبه شهید طاهر (مهدی) رمضان نیااز شهرستان رشت

 

اسلام و امام و انقلاب را فراموش نکنید و واجبات را حتما بجا آورید. من در خاتمه بدهکاریهایم را به این دنیا و خداوند متعال متذکر می شود از خانواده ام می خواهم که آنها را طوری ادا کنند.

گروه ایثارو مقاومت پایگاه خبری تحلیلی احرارگیل در ادامه معرفی شهدای والامقام استان گیلان (جمعه های شهدایی احرار) این هفته نگاه دل شما همسفران رابه وصیت نامه طلبه شهید طاهر (مهدی) رمضان نیا از توابع شهرستان رشت به جلب می نماید.

وصیتنامه اینجانب طاهر رمضان نیا طلبه ساکن روستای دهمرده سرا از روستای لشت نشاء دارای شماره شناسنامه ۲۲ ـ نام پدر علی

اسلام و امام و انقلاب را فراموش نکنید و واجبات را حتما بجا آورید. من در خاتمه بدهکاریهایم را به این دنیا و خداوند متعال متذکر می شود از خانواده ام می خواهم که آنها را طوری ادا کنند.
وصیت نامه طلبه شهید طاهر (مهدی) رمضان نیا

یا ایها النفس مطمئن ارجی الی ربک راضیه مرضیه.

وصیتنامه اینجانب طاهر رمضان نیا طلبه ساکن روستای دهمرده سرا از روستای لشت نشاء دارای شماره شناسنامه ۲۲ ـ نام پدر علی

بنام خدای حسین(ع) و مهدی(عج) و روح الله

الهی چنانم که از شیطان و شیطانیان بگریزم چون گریز از گرگ درنده ای که به من حمله ور است. خدایا با فقر آشنایم کن تا رنج گرسنگان را بفهم و فشار درونی نیازمندان را درک کنم. خدایا با درد دردمندان آشنایم گردان تا حقیقت درد را لمس کنم و به ارزش بی پایان درد پی برم. خدایا ناخالصی های درونم را که بسیار است در آتش درد و رنج بسوزان. خدایا مرا در آتش عشق به خودت بگداز و همه خواستنیها را جز عشق و معشوق در دیدگان قلبم خارگردان، خدایا لذت معراج را بر روحم ارزانی دار تا جز تو نبینم. خدایا چنانم کن که چون شمع بسوزم و به مستضعفین جهان نور بدهم تا زنده شوند و اوج گیرند، خدای مرا از بلای غرور و خودخواهی و حد نفس برهان تا حقایق وجود را نظاره کنم و جمال جمیل ترا به تماشا بنشینم، خدایا مرا تنهایی و خلوت و گمنامی مانوس گردان تا در غوغای کشمکشهای پوچ مادی غرق نشوم. خدایا به سوی توام بپذیر و مرا از رحمت واسعه ات محروم مساز. خدایا بار سنگین گناه آنچنان بر دوش روحم سنگینی می کند که حرکتم را کند کرده و قلبم را سیاه کرده است.

خدایا در حالی بسوی تو می آیم که دنیا مرا با آهنگ شیطانی شیوایش صدا می زند و به سوی  خود می خواند خود می دانی که من با بار سنگین گناهانم فقط با کمک تو توانستم به سوی تو روان شوم. آنهم به امید رحمتت. پس ای خدای رحیم ترا به جلالت سوگند از شهادت در راهت محرومم مساز. اما تو برادر و خواهر آیا مسئولیت رسانیدن پیامم را به جهان می پذیری یا همچنان بی تفاوت بر مظلوم نظاره می کنی وبی تفاوت  می گذری آیا حاضر هستی آخرین پیامم را بشنوی آیا قبول می کنی به درد دلم گوش کنی تا از هدفم آگاه گردی، انشاءاله برادرم من عازم دیار خداجویان هستم و در این هنگام احساس می کنم که جهان و جهانیان و دنیا طلبان را غرق در مادیت می بینم و خود را غرق در مسئولیت چرا که ایرانیم و در این جهان فقط ایران است که حبل الهی چسبیده و به سوی خدا می دود و صدور این امواج طیبه الهی بر عهده من و توست من که راهم را انتخاب کرده ام و سفارشم به تو… از ولایت فقیه است و بس.

و تو ای خواهر بدان که باید زینب باشی و رسالت زینب گونه ات را به سر مقصد منظور برسانی چون زینب خونخواهی حسین زمان و فریاد حسین زمان را به مستضعفین محرومین جهان برسانی موقعیت را دریاب و خود را آراسته به اخلاق حمیده گردان که سر فصل آن حجاب است تو با حجاب خود می توانی جهانی را منقلب کنی چرا که جهان امروز غرق در فساد است تو می توانی مربی اجتماع باشی و هم می توانی منشاء و مبدا فحشاء ولی رحمتی کن که برای کدامین راه خلق شده ای و همان راه را پیما و مطمئن باش که پیروزی ان تنصر الله ینصرکم و یثبت اقدامکم.

و اما پدرم و مادر غمخوارم، می دانم که برایتان فرزند نبوده ام چرا که بر اثر دور بودن از فضائل اخلاقی و غوطه ور بودن در رذایل اخلاقی و آشنا نبودن با وظایف، همیشه سربارتان بوده ام و اسباب زحمت ولی تنها درخواستی که این لحظات آخر از شما دارم این است که مرا حلال کنید که سخت محتاج رضایت شما هستم و امام را فراموش نکنید به اوامر او گوش دهید، و عمل کنید. تا پیروز شوید. بدانید که ما باید برای خدا زندگی کنیم و این دنیا را به آخرت نفروشیم شما باید به جنگ با برنامه های غلط شاهنشاهی گذشته برخیزید و درخواست می کنم که برای من نه اینکه گریه کنید بلکه شاد و خندان وصیتنامه و عکسم را قاب بگیرید و این سند افتخار شما باشد. که یار حسین هستید و سرافراز به برادران و خواهرانم بگوئید. اسلام و امام و انقلاب را فراموش نکنید و واجبات را حتما بجا آورید. من در خاتمه بدهکاریهایم را به این دنیا و خداوند متعال متذکر می شود از خانواده ام می خواهم که آنها را طوری ادا کنند.

دیدار در قیامت

طاهر رمضان نیا

نام *
پست الکترونیک *
وب سایت