جمعه،۱۵تیر۱۳۹۷
کد: 171961
«یادی که دردلهاهرگزنمی میردیادشهیدان است»

جمعه های «شهدایی» احرار/ وصیت نامه سرباز شهیدحجت اله اسکندری،روستای طیولا(چمتوکش) شهرستان رودسر

 

سرباز شهیدحجت اله اسکندری: صبر ایوب گونه داشته باشند تا بتوانید با تمام مشکلات جامعه که از سوی قدرتهای بزرگ برما تحمیل می شود دست پنجه نرم نموده و در هدفهایی که در پیش گرفتید پیروز شوید که در غیر این صورت به دامن شیطان افتادن است

گروه ایثار و مقاومت پایگاه خبری تحلیلی احرارگی: ولا تحسبن الذین قتلو فی سبیل الله امواتا بل احیا عند ربهم یرزقون

((آنان که در راه خدا کشته می شوند مرده مپنداریدبلکه زندگانندو درنزد خدای روزی می خورند ))

خدایا اگر گل نیستم در گلستان زمین تو با گلهایی که ریشه در کوثرعشق دارند همسایه ام.خدایا ترا به بوی خوش گلهای گلستانت، شمیم لطفت را بر من نثار کن تا لیاقت دستی اینان را بیابم.

بنام الله بنادالله برای الله

با درود و سلام بر منجی عالم بشریت،ولی عصر و نایب بر حقش امام امت،خمینی کبیرو رزمندگان غیور جبهه ها و شهدای به خون خفته ای که با نثار خون خود درخت پربار انقلاب را آبیاری کرده و می کنندوخواهند کرد.

وصیت خود را از زمانی شروع می کنم که کشورهای استکبار برای نابود کردن انقلاب اسلامی از هر حیله و نیرنگ استفاده می کنند.اماهمانطور که برای ما ثابت است در قرآن وروایات از اینچنین انقلاب نام برده شده است،و وظیفه خود دانستم که برای پاسداری از این انقلاب حتی جان خود را در کفه اخلاص گذاشته و از آن حفاظت نمایم.

کلمه شهید که در فرهنگ اسلامی از آن به شاهد و ناظر به اعمال کارها در حیات انسان تعبیر شده است،خود یک مقام خاصی دارد .

شهادت یک اسوه الهی است که علاوه بر مقام و منزلت در پیش خدا که آنرا به مصداق آیه:” ولا تحسبن الذین قتلو فی سبیل الله امواتابل احیا عندربهم یرزقون” تعبیر مینماید.

برادران عزیز قدراین انقلاب را بدانید زیرا این انقلاب جزء یک وسیله ای که هدف را توجیح کند چیز دیگری نیست.از شما تقاضا دارم که از این انقلاب پاسداری کنید ودنباله روی تمامی شهدای اسلام باشید.

من این ظواهردنیا را جز رسیدن به وصال خود و معبودخود چیز دیگرنمیدانم ، پس جبهه ها را گرم نگهدارید تا بتوانید از تمام مادیات پیروز مندانه گذشته وبه هدف خود که رسیدن به کربلای مقدس عزیز است باشید.

من از پدر ومادر وبرادران وخواهران خود می خواهم که از شهادت من ناراحت نباشید زیرا هر چند برای بزرگ کردن من تلاش و کوشش کردید تا مرا بهیک جایی برسانید، اما پدرو مادر عزیز من یک امانتی بیش نیستم که از سوی خداوند و به اراده او آمدم ویک روزی هم این امانت خود را پس خواهد گرفت هر چند ازدست دادن یک فرزند خوانواده درد بسیار بزرگی است،اما چه کنم وظیفه خد دانستم که راه تمامی شهدا را ادامه دهم و مسئولیتی که بر عهده من نهاده شده است ،باید انجام دهم.

من مردن در رختخواب را برایم ننگ میدانم زیرارهبرم با آنکه سالها در تبعید بودند و آلان با این همه خدمت که برای این مملکت انجام داده اند و مردم را از خواب غفلت بیدار کرده اند ،مردن در رختخواب را برای خود ننگ می دانند و از خدا می خواهند که او را در بستر نمیراند .

به حرهال اگر بعد از شهادتم جسدم را آوردند جای دفن من راباید با رضایت پدر و مادرم به خصوص مادرم باید باشد در این صورت کسی حق دخالت انجام دفن مرا به عهده نخواهد گرفت اما مادر جان از تو خواهش می کنم که در مراسم عزایم و هنگام شنیدن مرگ من برایم گریه و زاری نکنید زیرا هدف من غیر از هدفی است که انسانهای منحرف و خائن می روند و دیگر اینکه از برادران و خواهران می خواهم که در هنگام تشییع جنازه ام اینقدر بی تابی و گریه نکنید، زیرا فلسفه قیام رهبرمان در این زمان از انقلاب چنین چیزی را پذیرا نخواهد بود.زیرا رهبرمان همان سرور آزادگان حضرت حسین بن علی (ع) است ،که چگونه مردن و چگونه زیستن را به ما آموخت و ما با تعلیم از این امام مان دنباله روی قیام عاشورای حسینی هستیم.

فلسفه قیام امام حسین(ع) گریه کردن نیست بلکه درس آموختن و زیر بار ظلم حاکمان و جنایتکاران زمان نرفتن است؛و یا بقول معلم زنده دکتر علی شریعتی که:” مردن اگر خونین است اما بهتر از زندگی ننگین است.” لذا ما نمی توانستیم تحمل آنرا نماییم که کشور اسلامی ما با داشتن یک خون آشامی همچون صدام که روح چنگیز و هیتلر را سفید کرده است بر ما حاکمیت داشته باشد و منابع و موجودی و ناموس این مرز و بوم را ارباب استکبار و به قول امام امت به شیطان بزرگ بسپارد ،پس برادران عزیزم و خانواده محترم باز جا دارد که جا دارد یادی از شهدای اسلام بکنم که فرموده اند “آنان که رفتند کار حسینی کرده اند و آنان که ماندند کار زینبی بکنند در غیر این صورت یزیدی اند”پس تقا ضای من از شما مادرم و خواهرم این است که مانند زینب صبر داشته باشید تا بتوانید اینده اکبرها و علی اصغر ها راتحویل جامعه بدهید.

 تقا ضای دیگر من از پدر و مادرم و برادرانم این است صبر ایوب گونه داشته باشند تا بتوانید با تمام مشکلات جامعه که از سوی قدرتهای بزرگ برما تحمیل می شود دست پنجه نرم نموده و در هدفهایی که در پیش گرفتید پیروز شوید که در غیر این صورت به دامن شیطان افتادن است و مسئله دیگر این که باید به همه دوستان و آشنایانم

گوشزد نمایم این است که دعا به جان امام را فراموش نکنید و نمازهای

دشمن شکن جمعه و جماعات شرکت نمایید تا یک مشت محکمی باشد بر دهان تمام سلطه گران عالم.

در پایان از همه شما راضیت و رضایت می طلبم.به امید بر افراشته شدن پرچم سبز لا اله الاالله بر فراز بلند ترین قلل جهان با دست مبارک رزمندگان اسلام و برچیده شدن فساد و نابودی یهود در سرزمین اشغالی قدس و باز شدن راه کربلا و آرزوی طول عمر برای رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران

به امید پیروزی رزمندگان اسلام

حجت اله اسکندری

زندگی نامه شهید حجت اله اسکندری:

حجت اله اسکندری در شب دهم محرم الحرام سال هزاروسیصدو چهل و شش،ماه خون و شهادت و در شب پر حماسه عاشورای حسینی از یک خانواده مذهبی در یکی از روستاهای محروم اشکورات از توابع شهرستان رودسر دیده به جهان گشود.

وی تحصیلات ابتدایی را در روستای طیولا(چمتوکش)با موفقیت به پایان رسانید و برای ادامه تحصیلات به شهرستان رشت هجرت نمود .او در مدرسه شهید با هنر ناحیه دو رشت مشغول به ادامه تحصیل گردید .

از آنجاییکه وی علاقه بسیار به کار نجاری داشت علایق شغلی خود را بر تحصیل ترجیح داد ودر مدت کمتر از یک سال استاد کار حرفه ای شد .

وی فردی آرام ،با تقوی و فعال ومقیّدبه انجام فرایز دینی وعلاقمند به خاندان عصمت و طهارت بود. درسال ۱۳۵۶جهت انجام خدمت سربازی خودرا مهیا نمود ودر سپاه پاسداران ثبت نام وبه عنوان پاسدار مشمول ،به خدمت وظیفه مشغول شد

وی دوران آموزشی را درشهر کامیاران وپس از اتمام دوره دریکی از گردانهای رزمی لشکر پیروز قدس گیلان مشغول انجام وظیفه گردید از آنجایی که از لحاظ نظامی فردی با استعداد واز نظر اخلاقی فردی آرام وبا تقوی وفعال ومومن بود همیشه مورد توجه مسو لین گردانها بود .او در عملیاتهای مختلف از جمله عملیات کربلای ۲و عملیات کربلای۵ مرحله اول ودوم وعملیات نصر ۴،عملیات بیت المقدس ۲و عملیات بیت المقدس۴وعملیاتهای دیگر شرکت داشت وبالاخره درتاریخ ۴/۰۱/۶۷درروز تولد سید الساجدین امام چهارم (ع) ودرعملیات بیت المقدس ۴(خرمال)به روایت همرزمانش درحالی که با شجاعت وایثارگریهایی که از خود بروز می داد وحماسه ها می آفرید ،بر اثر ترکش خمپاره به آرزوی دیرینه اش ،همان طور که خود در وصیت نامه اش ذکر کرده است “شهادت یک اسوه الهی است”رسیدوشربت گوارای شهادت را نوشیدوهمچون آقایش حسین بن علی (ع)با فرق خونین به ملاقات مولایش شتافت .

روحش شاد وراهش پر رهرو باد

بار خدایا به ما قدرت وشایستگی عنایت فرما تا ازادامه دهندگان راه خون بار شهیدانمان باشیم . والسلام

نام *
پست الکترونیک *
وب سایت