شنبه،۳۱شهریور۱۳۹۷
کد: 176359
علی اصغردوستی از همرزم شهیدش می گوید،

گفتم علیجان پیغامى، وصیتى ندارى؟ گفت: «بگو دخترم مریم را خوب نگه دارند»

 

یک قطعه عکس سیاه و سفید ۴*۳ پیدا کرد و آن را به من داد. گفتم علیجان پیغامى، وصیتى ندارى؟ در یک جمله کوتاه گفت: «بگو دخترم مریم را خوب نگه دارند.» غروب همان روز رگبار گلوله‏ هاى سربازان دشمن به پهلوها، کمر و پاهاى او اصابت کردو در منطقه موسیان، پایگاه زبیدات عراق به شهادت رسید.

گروه ایثارو مقاومت پایگاه خبری تحلیلی احرارگیل: شهیدعلیجان بی نیاز، از مادرى به نام زهرا مصطفوى، در سال ۱۳۳۵، در روستاى دلیجان از توابع رحیم ‏آباد رودسر به دنیا آمد. او دومین فرزند شمسعلى بود که به کشاورزى اشتغال داشت.

على‏ اصغر دوستى ازهمرزمان شهید درباره عبادت شهید علیجان بی نیاز می گوید: از آنجایى که نام خانوادگى علیجان، “بی نیاز” بود روى وسایل شخصى، کوله پشتى و پوتین خود به جاى بی نیاز، “نیازمند” مى‏ نوشت و می گفت: «ما همه نیازمندیم به خداوند تبارک و تعالى.» علاقه زیادى به امام (ره) و افرادى که در خط امام بودند، داشت. چیزى به نام ایام فراغت نمى‏ شناخت و مدام در تکاپو و تلاش بود.

على ‏اصغر دوستى می گوید: در عملیات محرم در منطقه موسیان عراق و پایگاه زبیدات، علیجان بی نیاز فرماندهى گروهان الزهرا(س) را بر عهده داشت. چهل و هشت ساعت قبل از عملیات داخل کوه هاى مورمورى مستقر بودیم. علیجان را دیدم که برخلاف بقیه با لباس فرم سبز رنگ سپاه منظم و مرتب و با پوتین هایى که بندهاى آن را محکم بسته بود آماده شرکت در عملیات بود و لحظه ‏شمارى می کرد. چند ساعت قبل از عملیات کنار رودخانه لباس مى ‏شست. تحت تاثیر روحیه ‏اش حس کردم در این عملیات شهید مى ‏شود. طاقت نیاوردم و گفتم علیجان با این حال و هوایى که دارى در عملیات به شهادت مى ‏رسى. با شکسته ‏نفسى گفت: «من کجا! شهادت کجا!» گفتم بیا با همدیگر معامله‏ اى بکنیم. گفت: «معامله چى؟» گفتم با همدیگر عهد ببندیم اگر شما شهید شدى در قیامت از من شفاعت کنى و اگر من شهید شدم از شما شفاعت کنم. قبول کرد. پس گفتم چیزى به عنوان یادگارى به من بده. قبول کرد و بعد از شستن لباس با هم به داخل چادر رفتیم و او در کوله پشتى خود چیزى جز یک قطعه عکس سیاه و سفید ۴*۳ پیدا نکرد و آن را به من داد. گفتم علیجان پیغامى، وصیتى ندارى؟ در یک جمله کوتاه گفت: «بگو دخترم مریم را خوب نگه دارند.» غروب همان روز با تاریک شدن هوا گردان هاى عمل‏ کننده براى استقرار در نزدیکى خط دشمن حرکت کردند تا در شب فرداى آن روز در عملیات شرکت کنند. صبح روز عملیات محرم براى تغییر کانال بى‏سیم ‏ها به محورها رفتم و در محور اول من مجروح شدم.

در این عملیات به هنگام پاتک دشمن بعد از اینکه آرپى ‏جى ‏زن شهید شد، بی نیاز آرپى ‏جى را برداشت و دو تا از تانکهاى دشمن را منهدم کرد. در همین هنگام رگبار گلوله‏ هاى سربازان دشمن به پهلوها، کمر و پاهاى او اصابت کرد. شدت جراحت زیاد بود و در اثر شدت جراحت در بیست و شش سالگى در منطقه موسیان، پایگاه زبیدات عراق به شهادت رسید. پیکر وى پس از تشییع در زادگاهش به خاک سپرده شد. از شهید علیجان بی نیاز دخترى یک ساله به نام مریم‏ به یادگار مانده است.

نام *
پست الکترونیک *
وب سایت