جمعه،۲۷مهر۱۳۹۷
کد: 178525
🌹🌹 یادی که دردلهاهرگزنمی میرد یادشهیدان است»

جمعه های«شهدایی»احرار/ سیدنصرالله نام خود را روی دیوارپادگان به عنوان«شهید» نوشت

 

هم رزمانش تعریف می کنند که سید نصرالله نسبت به شهادت اش به یقین رسیده بوده‌اند وبه همه اعلام کرده بود که من شهید می شوم حتی بر روی دیوار پادگان نظامی اسم خود را به عنوان شهید نوشته نوشت.

گروه ایثارو مقاومت پایگاه خبری تحلیلی احرارگیل: بیست و هفتم مهر ماه مصادف است با سالروز شهادت سید نصرالله میرراضی رودسری . او در سال شصت و یک(۱۳۶۵) از طریق بسیج مستضعفین سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به غرب کشور اعزام و در پاکسازی جنگل های آلباتان سردشت – پیرانشهر به دست عوامل ضد انقلاب کومله و دموکرات به شهادت رسیدند.این در حالی بود که من به عنوان برادر بزرگتر در جبهه های جنگ جنوب کشور(خرمشهر) حضور داشتم. 

…شهیدسیدنصرالله استاد کار ماهری بود او تراش کار و آهنگر بود. شهید سیدنصرالله بدنی سخت ورزیده داشت وفوق العاده قوی هیکل بودند. در آمد حاصل از کار آهن گری وجوش کار ی را صرف امور خانواده می کرد. در رسیدگی به کسانی که اموراتشان از کار کشاورزی می گذشت اهتمام داشت، بارها و بارها شده بود که از کشاورزان که تراکتور آنان احتیاج به جوش کاری داشت پولی دریافت نمی کرد .

سیدنصرالله بسیار کارگشا وخیلی مهربان و خون گرم بود. اهالی محل کار مخصوصا سرپل شرقی آنها که سنی از آنها گذشته از او به نیکی یاد می کنند کمک کار پدرخانواده بود و در رسیدگی به وضع شان جدیدخاصی داشت.

  یک بار هم دو برادر با هم به جبهه های جنوب خرمشهر منطقه محرزی اعزام شدیم سردار شهید علیرضا ناصحی طراحی پلی را کرد کارهای آهن گری و جوشکاری به عهده شهید بزرگوار سید نصرالله بود وزمان عملیات (بیت المقدس) آزادسازی خرمشهر   تمام ادوات جنگی سبک و سنگین ارتش و سپاه از روی همین پل عبور کردند.

پدرمان بعد از شهادت برادر م به بیماری سختی مبتلا شدند و دعوت حق را لبیک گفت.  در حالی که مشغول نوشتن این مطلب هستم که غصه و غم فراقش امانم را بریده و در غم فراقش اشک می ریزم. نصرالله هم برادرکوچکترم بود و هم همرزم دوران دفاع مقدسی ام. خاطرات و صفای باطنی اش بی تابم می کند. یادش همیشه در دل من زنده است و جاوید؛ تالحظه ای که زندگی می کنم  و تا همیشه تاریخ.

خواهران عزیز من که از او بزرگتر هستند همیشه به او احترام می گذاشتند.شهید سیدنصرالله  برای پیروزی و تدام انقلاب اسلامی خیلی زحمت کشیدند شب های سرد زمستان با بچه ها خیابان هفتاد و دو تن رودسر نگهبانی می دادند وصبح زود به سر کار می رفتند .

 شهید حجت فلاح پور پسر عمه ام بودند شهید حجت او را از نظر فکری ، فرهنگی و اجتماعی و سیاسی و دینی خوب هدایت می کرد .

دوستان خوب او که هم اکنون هستند و هم رزمانش تعریف می کنند که سید نصرالله نسبت به شهادت اش به یقین رسیده بودند وبه همه اعلام کرده بود که من شهید می شوم حتی بر روی دیوار پادگان نظامی اسم خود را به عنوان شهید نوشته نوشت ولوازم جانبی خود را به دیگران داد .

… مرحومه مادرم پس از سالها به زیارت خانه خدا مشرف شدند می گفت سید نصرالله همه جا با من بود . وپس از چند ی به فرزند شهید ش پیوست ./ راوی سیدمحمد میرراضی برادرشهید

نام *
پست الکترونیک *
وب سایت