نوروز«شهدایی» احرار/ شهید حسن عشوری عاشق شهید طاهرنیا بود - پایگاه خبری تحلیلی احرارگیل
×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true
true

ویژه های خبری

true
    امروز  دوشنبه - ۳۱ تیر - ۱۳۹۸  
true
true
نوروز«شهدایی» احرار/ شهید حسن عشوری عاشق شهید طاهرنیا بود

گروه ایثارو مقاومت پایگاه خبری تحلیلی احرارگیل: نوروز«شهدایی» احرار/ شهید حسن عشوری عاشق شهید طاهرنیا بود

خاطرات شهید مدافع حرم سجاد طاهرنیا و شهید مدافع وطن حسن عشوری:

قرار بود حسن جان رو ب زودی ببینم، با خودم گفتم عکسهارو ذخیره میکنم تا بهش نشون بدم. مطمئن بودم این حجم زیاد از عکس‌های آقا سجاد خیلی خوشحالش می‌کنه…
نویدشاهدگیلان: هر وقت که میشستیم باهم درباره رفقای شهیدمون صحبت میکردیم همیشه حرف آقا سجاد هم مطرح میشد. یک چفیه داشت که عکس آقا سجاد روش چاپ شده بود، اون رو گذاشته بود بالای سرش (قسمت بالایی تختخوابش). همه‌ی اوقات شبانه روزش با یاد شهدا سپری میشد.
یه وقتا که حرف شهادت پیش میومد و میگفتم دعا کن ماهم به قافله شهدا برسیم، میگفت تورو خدا حرف از رفتن نزن، دیگه طاقت ندارم یک عکس دیگه به عکسای توی اتاقم اضافه بشه، میگفت همیشه از خدا خواستم منو زودتر ببره…

گذشت و روز موعود رسید. تازه رسیده بودم خونه و داشتم تلفنم رو چک میکردم؛ کاملا اتفاقی به صفحه‌ی شهید طاهرنیا در اینیستاگرام برخوردم. خیلی خوشحال شده بودم که به یک آرشیو پر از عکسای آقا سجاد رسیده بودم.

قرار بود حسن جان رو ب زودی ببینم، با خودم گفتم عکسهارو ذخیره میکنم تا بهش نشون بدم. مطمئن بودم این حجم زیاد از عکس‌های آقا سجاد خیلی خوشحالش می‌کنه…

ساعتی از این موضوع نگذشته بود که تلفنم زنگ خورد، خبر آسمونی شدن حسن جان رو بهم دادن، دنیا روی سرم خراب شد…
همیشه بهش میگفتم حسن جان من جز شهادت از خدا هیچ چیزی دیگه ای برات نمیخوام.  ولی خوب توی اون لحظه نمیخواستم قبول کنم یکی دیگه از رفقام آسمونی شده… اونم کسی که سنگ صبور هم بودیم. درد و دلامون باهم بود، چه شب و روزها که باهم از شوق شهادت و رسیدن به قافله شهدا صحبت میکردیم.

خیلی خبر سنگی بود، با این حال که من شک نداشتم حسن جان یک روز به آرزوش میرسه و حتما به فیض شهادت نائل میشه ولی پذیرشش توی اون شرایط خیلی سخت بود. سیل تماس‌ها و پیام‌ها سرازیر و همین سندی شد برای صحت این خبر شد.

توی همون لحظات سخت بود که متوجه شدم، اون ساعتی که با یاد حسن جان داشتم عکسهای شهید طاهرنیا رو میدیدم، آقا سجاد اومده بود استقبالش، حسن جان به رفقای شهیدش رسیده بود پر باز کرده بود.

به آرزوی دیرینه اش رسیده بود…

راوی یکی از دوستان شهید حسن عشوری

true
true
true
true
  1. اصغررضاخواه

    شهداروحشان شاد که واقعا برا ی اسلام خون دادن چه بسا یادشان همواره باید دردلهازنده نگه بداریم.

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


true