جمعه های«شهدایی» احرار/ نقل خاطره دکترباغبانی از شهید غلامرضا پوررجبی شهرستان رشت - پایگاه خبری تحلیلی احرارگیل
×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true
true

ویژه های خبری

true
    امروز  جمعه - ۲۸ تیر - ۱۳۹۸  
true
true
جمعه های«شهدایی» احرار/ نقل خاطره دکترباغبانی از شهید غلامرضا پوررجبی شهرستان رشت

گروه ایثارو مقاومت پایگاه خبری تحلیلی احرارگیل: هرجمعه باشما باشهدائیم؛ جمعه های«شهدایی» احرار/ نقل خاطره دکترباغبانی از شهید غلامرضاپور رجبی شهرستان رشت.

پاسدار شهید غلامرضا پور رجبی در سی ام و دیماه و سال هزار سیصد و چهل و یک در بخش سنگر از توابع شهرستان رشت در خانواده ای مسلمان دیده به جهان گشود. وضعیت اقتصادی خانواده با توجه به شغل پدر که کارخانه شالیکوبی داشت از وضعیت خوبی برخودار بود و در بعد اعتقادی نیز مذهبی و متعهد و متدین بودند.

مادر مکرمه شهید غلامرضا با همت والایی که داشت سالانه در ایام رمضان المبارک اقدام به برپایی کلاس قرآن و احکام در منزل مسکونی خود می نمود و از این طریق در بالا بردن بنیه مذهبی و دینی بانوان و دختران منطقه شان بسیار تلاش می کرد و اینچنین مادری بود که توانست فرزندی مثل شهید غلامرضا را تعلیم و تربیت دهد و تقدیم جامعه اسلامی نماید.
غلامرضا تحصیلات ابتدایی تا اخذ دیپلم را در مدارس سنگر با موفقیت بپایان رساند، و از سالهای ۵۵ با شرکت در کلاسهای مذهبی و قرآنی با افکار و اندیشه های حضرت امام خمینی(ره) آشنا و ایشان را مرجع تقلید خود انتخاب نمود، سپس وارد جریانات سیاسی آنزمان و مبارزات ضد ستم شاهی گردید، و برای آشنا کردن مردم با اندیشه های حضرت امام (ره) ماشین تایپی تهیه کرد و اقدام به تایپ و تکثیر اعلامیه ها و نیز تکثیر نوارهای سخنرانی حضرت امام در بین مردم می نمود و همه فعالیتها را با بودجه شخصی خود تامین می نمود. غلامرضا که فعالیتش را در مهدیه سنگر با جمع اندکی نوجوانان و جوانان آغاز کرده بود با تدبیر و اخلاصی که داشت، توانست بر تعداد دوستانش بیفزاید، و با توجه به مرکز خطری که برای حکام ستم شاهی شناخته شده بود، محل تجمع آنان (مهدیه سنگر) در حالیکه مملو از جمعیت مرد و زن بود ابتداء محاصره و سپس به آتش کشیده می شود، اما به لطف و عنایت خداوند تبارک و تعالی توانست مردم را به همراهی دوستانش از آتش برهاند و جانشان را نجات دهند.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی و برای تداوم بخشیدن اهداف الهی خود به عضویت سپاه پاسداران در آمد و لباس سبز سربازان امام و انقلاب را بر تن نمود زیرا ارزش ویژه ای برای آن قائل بلکه به نیروهای سپاه پاسداران مباهات می ورزید.
غلامرضا در کارهای خیر و عام المنفعه از سایرین همیشه پیشی می گرفت و تعجیل در انجام کارهای مانند خانه سازی برای مستمندان و ایتام و رسیدگی به مشکلات آنان سرلوحه برنامه هایش بود و علاوه بر کمک مادی ، خود به شخصه کارهای ساختمانی آنان را انجام می داد و دیگران را نیز به این امر خدا پسندانه تشویق و ترغیب می نمود. غلامرضا با برپایی مسابقات گل کوچک اقدام به جذب نوجوانان و روشنگری و هدایت آنها به کلاسهای قرآن و تفسیر و احکام که به کمک دوستانش در مهدیه سنگر راه اندازی کرده بودند می نمود.
غلامرضا جوانی که الگوی بردباری ، صبر ، حوصله ، متانت ، تواضع ، خلوص نیت ، ایثارگری ، عدم توقع ،ایمانی خلل ناپذیر و اطاعت پذیری محض از ولایت مطلقه فقیه از صفات ایشان بود، فلذا توانست افراد زیادی را جذب و سازماندهی و راهی جبهه های نبرد حق علیه باطل نماید .
و  نقل خاطره جانباز پاسدار دکتر باغبانی: معمول بود که بچه های حزب اللهی جمعه ها عملکرد یک هفته ای خود را ارزیابی می کردند و حتی در این رابطه عملکرد خود را با غلامرضا پور رجبی مقایسه و ارزیابی می نمودند و در صدد اصلاح ضعف های عملکرد خود بر می آمدند. غلامرضا بارها به جبهه های نبرد حق علیه باطل به مناطق جنگی غرب و جنوب کشور عزیمت نمود و در عملیاتهای مختلف شجاعت بی نظیری از خود نشان داد ، لذا مسئولین وقت، بدلیل شایستگی ایشان را در واحد اطلاعات و عملیات قرار دادند، و ابعاد وجودی غلامرضا چنان بود که به عینه خود را در محضر خدا می دید و این حالت عملا در خصوصیات اخلاقی و رفتاری وی مشاهده می شد، و بالاخره این جوان ولایتمدار و رزمنده دلیر و شجاع اسلام در تاریخ ۱۵/۱/۶۴ پس از پایان ماموریت عملیات بدر در جزیره مجنون که فرماندهی دسته اطلاعاتی را بر عهده داشت و می بایست نیروهای تحت امرش را با بلم (قایق) به مقر مورد نظر انتقال می داد و چون بلم به اندازه کافی نداشت، لذا نیروها را تا آنجا که گنجایش داشت سوار نمود و حرکت داد و خود منتظر بلم بعدی ماند ، اما گویا پایان ماموریت بود و زمان انتظار به پایان و وقت دیدار و ملاقات یار و وصال پروردگار یگانه فرا رسیده بود ، و دور از چشم دوستان و همرزمانش توسط دشمنان بعثی به شهادت رسید، و ۱۱ سال مفقودالجسد ماند و در آبان سال ۷۵ پیکر مطهرش به زادگاهش رجعت نمود و در میان انبوه جمعیت امت حزب الله تشیع با شکوه ای انجام گرفت ،و سپس به زادگاهش سنگر انتقال و در کنار سایر شهدا به خاک سپرده شد.

true
true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


true