چه شد که پیکرشهیداملاکی جاماند؟!/ به فرمانده عراقی گفتیم ازطرف تعاون آمده ایم پیکرشهدا را ببرم/ بچه هاقسمتی از خاک راکه کنار زدند گفتند لباس ها با شهید بزرگوار املاکی مطابقت دارد!/سروان عراقی به پشتم زد و گفت: «حرس الامام خمینی » !! - پایگاه خبری تحلیلی احرارگیل
×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true
true

ویژه های خبری

true
    امروز  پنج شنبه - ۶ تیر - ۱۳۹۸  
true
true
چه شد که پیکرشهیداملاکی جاماند؟!/ به فرمانده عراقی گفتیم ازطرف تعاون آمده ایم پیکرشهدا را ببرم/  بچه هاقسمتی از خاک راکه کنار زدند گفتند لباس ها با شهید بزرگوار املاکی مطابقت دارد!/سروان عراقی به پشتم زد و گفت: «حرس الامام خمینی » !!

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی احرارگیل،در شناسایی هایی که توسط رزمندگان شجاع و بی ادعای واحد اطلاعات انجام می شد، شهید املاکی بسیار دقیق بود. حتی برای اطمینان بیشتر گاهی اوقات با رزمندگان اطلاعات به شناسایی می رفت و حضور چشم گیری داشتند. خودشان روی شناسایی بچه های اطلاعات عملیات نظارت کامل داشتند. همین عملکردها و شجاعت همه عزیزان رزمنده گیلان باعث شد در عملیات نصر ۴ موفقی تهایی کسب کنیم که شهید املاکی نقش بسزایی در آن داشتند.

 رزمنده پسندیده ازجمله کسانی است که تا آخرین لحظه همراه با شهید املاکی در بانی بنوک حضور داشتاو می گویددر صبح عملیات والفجر ۱۰ با شهید املاکی و برادر جانباز حاج سیف الله طهماسبی و بی سیم چی برای سرکشی و همچنین بررسی اوضاع در منطقه حضور پیدا کردیم. سمت چپ ارتفاع بانی بنوک و … ادامه ماجرا متنی است که در گفت وگو با وی انجام گرفته است.

حضور در کردستان

وَأَعِدّوا لَهُم مَا استَطَعتُم مِن قُوَّهٍ وَمِن رِباطِ الخَیلِ تُرهِبونَ ……

سال ۶۰ در سن ۱۷ سالگی برای اعزام به جبهه دوره آموزش نظامی را در پادگان منجیل گذراندم.

پس از شرکت در عملیات بیت المقدس که منجر به پیروزی و آزادسازی خرمشهر شده بود جذب سپاه رشت شدمپس از آن با توجه به حضور ضد انقلاب در کردستان و ناامن بودن غرب کشور، به این منطقه از طریق سپاه اعزام شدم و در عملیات های داخلی و برون مرزی نیز توفیق حضور پیدا کردم.

تشکیل تیپ قدس

در دوران هشت سال دفاع مقدس، گیلان و مازندران دارای یک لشکر به نام ۲۵ کربلا بودندنیمی از رزمندگان این لشکر گیلانی بودندبا توجه به حساسیت های قومی و دغدغه های موجود، نیروهای قدیمی سپاه رشت و گیلان طی جلسات خصوصی و بعضاًرسمی تصمیم گرفتند یگانی مستقل برای گیلان با موافقت فرماندهی محترم کل سپاه تشکیل و سازماندهی کنندهمچنین از راهنمایی، کمک و مشاوره های شهید زنده محراب آیت ا… احسان بخش، نماینده امام و امام جمعه رشت نیز بهره بردند.

پس از جلسات با فرماندهان رده بالای سپاه و پیگیری رزمندگان دلسوز گیلانی، عاقبت تصمیم گرفته شد تیپ ویژه قدس واقع در سنندج که مأموریت مبارزه با ضد انقلاب داخلی و جنگ های نامنظم را داشت تحویل گیلان بدهند و رزمندگان شجاع و باتجربه گیلانی در اقصی نقاط کشور و یگان های رزم را فراخوانده و در این یگان سازماندهی و به کار بگیرند.

شهید املاکی هم یکی از این عزیزان دلسوز و باتجربه گیلانی به کمک رزمندگان تیپ قدس آمد و واحد اطلاعات و عملیات تیپ راراه اندازی تقویت نمود.

فرمانده جان برکف
نفر وسط پسندیده به همراه نیروهای واحد اطلاعات و عملیات در منطقه کردستان

ارتقای تیپ به لشکر

رزمندگان گیلانی پس از تحویل گرفتن تیپ با انجام عملیات های آفندی و برو نمرزی، جذب نیروهای بسیجی و کادرسازی قوی توانستند سازمان تیپ را به لشکر ارتقا دهند.

شهید املاکی در مأموریت ها و طراحی ها بسیار قوی و خوب ایفای نقش می کردفرماندهان وقت یگان هم از این موضوع با خبربودند و سعی می کردند در تمام بحث ها و جلسات عملیاتی که در قرارگاه انجام می شد، ایشان هم حضورداشته باشند.

نقش سردار املاکی در منطقه ماووت

در عملیات نصر ۴ در منطقه ماووت شهید املاکی نقش بسزایی داشتتقریباً با کمک شهید املاکی و دیگر فرماندهان و رزمندگان گیلانی موفقیت های بزرگی کسب شددر شناسایی هایی که توسط رزمندگان شجاع و بی ادعای واحد اطلاعات انجام می شد، شهید املاکی بسیار دقیق بودحتی برای اطمینان بیشتر گاهی اوقات با رزمندگان اطلاعات به شناسایی می رفت و حضور چشم گیری داشتندخودشان روی شناسایی بچه های اطلاعات عملیات نظارت کامل داشتند.

همین عملکردها و شجاعت همه عزیزان رزمنده گیلان باعث شد در عملیات نصر ۴ موفقیت هایی کسب کنیم که شهید املاکی نقشبسزایی در آن داشتند.

دیدار اول با شهید املاکی

در تیپ قدس افتخار آشنایی با ایشان را پیدا کردم.

فرمانده جان برکف

نحوه شناسایی نیروهای واحد اطلاعات

سردار املاکی وقتی از لشکر ۲۵ آمدند، شناخت خوبی از رزمندگان گیلانی لشکر ۲۵ داشتندهمان بچه ها رهبری اطلاعات تیپ را برعهده گرفتند.

درست است که ما خیلی دیر یک تیپ مستقل به دست آوردیم، ولی بچه های باتجربه ای داشتیمهمان هایی که از اول جنگ درلشکر ۲۵ و یگان های دیگر خدمت کرده بودند.

نقش آفرینی شهید املاکی در عملیات ها

این شهید بزرگوار هم در لشکر ۲۵ و هم در لشکر گیلان نقش بسیار تأثیرگذاری داشت و با تدبیر عمل می کردپا به پای دیگر رزمندگان گیلانی برای رسیدن به پیروزی و موفقیت در عملیات ها نقش آفرینی و تلاش داشت.

بخصوص در عملیات نصر ۴ که ایشان جانشین لشکر بودندواقعاً توانستند از نظر عملیاتی نقش چشم گیری در پیروزی این عملیات در منطقه مأموریت ایفا کنند.

در عملیات نصر ۴ فرمانده وقت لشکر تمام هدایت عملیات و مانور گردان ها را به شهید املاکی واگذار نموده بودندایشان هم به حق توانستند عملیات نصر ۴ را مدیریت و پیروزی های بزرگ و چشم گیری برای یگان به ارمغان بیاورند.

علت ماندگار شدن شهید املاکی

حضرت آقا در مورد شهید املاکی فرمودند: وقتی در میدان جنگ دشمن شیمیایی زد شهید املاکی شما، جانشین لشکر گیلان، ماسک خود را به بسیجی کنار دستش واگذار کرد و قهرمان یعنی این.

واقعاً در آن لحظات خطیر و حساس انتخاب زنده ماندن یا شهادت در راه خدا سخت است، اما برای امثال شهید املاکی بسیار آسان وشیرین بود. این شهید بزرگوار با ایثار و از جا نگذشتگی شهادت را با جان و دل پذیرا شددر یک جمله بگویم ترس و مرگ در برابرشهید املاکی بسیار حقیر و ناچیز بود.

علت شیمیایی زدن دشمن در والفجر ۱۰

در مرحله پیروزی بودیمبا توجه به این که دشت حلبچه، خرمال، دوجیله و دیگر شهرهای عراق به تصرف ما درآمده بودند، دشمنبسیار ناراحت و عصبانی بودعراقی ها با یگان های زمینی و هوایی و با اجرای آتش

شدید و پاتک های متوالی و استفاده از گازهای شیمیایی تلاش می کردند مناطق تصرف شده را پس بگیرندرژیم بعثی حتی به مردم خودش هم رحم نکرد و جمعیت زیادی از مردم منطقه با استشمام گازهای شیمیایی کشته و مجروح شدندیگان های خودی نیز برایتحکیم مواضع و استحکامات با سختی روبرو بودنددشمن نیز به منظور ایجاد رعب و وحشت در منطقه و عدم توانایی، به صورت گسترده از گازهای شیمیایی استفاده می کرد و چاره ای جز این کار برای دشمن بعثی وجودش نداشت.

صبح عملیات پس از آزادسازی حلبچه، من و شهید روشن با موتور به منطقه عملیاتی والفجر ۱۰ رفتیم و خانواده هایی را دیدیم که درداخل خودرو نشسته بودند و همگی در اثر گازهای شیمیایی جان سپرده بودندمادری را دیدیم که در حال شیر دادن فرزندش بود وجان به جان آفرین تسلیم کرده بودند.

خانواده هایی در خانه هایشان روی خودشان پتو انداخته بودند، فکر می کردند با این کار در مقابل گازهای شیمیایی در امان میمانند، اما همگی مرده بودندصدام جنایتکار و مزدورانش به هم وطن خودش هم رحم نداشت وای به حال نیروهای ایرانی.

فرمانده جان برکف
پسندیده به همراه نیروهای واحد اطلاعات و عملیات در ارتفاعات کردستان

لحظه شهادت

سخن از مرد حماسه آفرینی همچون حسین املاکی و بیان شجاعت و ایثار او که پر از حماسه های فراموش ناشدنی است، کاری است دشوار و امری است مشکلدشوار به این دلیل که نمی توان ابرمردان را به گونه شایسته و بایسته آ نگونه که بودند و آ نگونه که سزاوارند، توصیف کرد.

در ادامه عملیات والفجر ۱۰ ماموریت تصرف و اشغال ارتفاعات بانی بنوک و کله اسبی و همچنین کنترل جاده سید صادق به خرمال و حلبچه و منحرف کردن دشمن از تک اصلی و کم کردن فشارهای دشمن از سایر یگا نها خودی، به لشکر گیلان واگذار گردید.

در مورخه ۱/ ۸/ ۶۷ لشکر گیلان با سه گردان کمیل سمت چپ، گردان یارسول سمت راست و گردان حمزه در وسط توانست اهداف ازپیش تعیین شده را در شب اول عملیات تصرف و تأمین و راه های مواصلاتی شهر سید صادق را کنترل نمایددر صبح عملیات والفجر۱۰ با شهید املاکی، برادر جانباز حاج سیف الله طهماسبی و بی سیم چی برای سرکشی و همچنین بررسی اوضاع در منطقه حضور پیداکردیمسمت چپ ارتفاع بانی بنوک گردان کمیل عمل کرده بود که منجر به شهادت فرمانده دلاور گردان محمد اصغری خواه وتعداد دیگری از عزیزان شده بودپس از حضور در گردان کمیل و صحبت با عزیزان و فرماندهان این گردان و اقامه نماز و ذکر دعا،شهید املاکی قرآن را از جیبش درآورد و بسیار عارفانه تا مدتی قرائت و زمزمه می کرد و انگار به او الهام شده بود.

پس از آن به سمت منطقه گردان حمزه و گردان حضرت رسول حرکت کردیم.

در طول مسیر، آتش دشمن بسیار شدید بود و کل منطقه را زیر پوشش قرار داده بودمتوجه شدیم سمت راست که گردان حضرت رسول بود، آتش و فشار زیادی را تحمل می کنند.

این مسئله باعث شد آهنگ حرکت خود را به سمت ارتفاع کله اسبی تندتر کردیمآتش دشمن زیاد و نقطه ای بودبه ناچار مسیر حرکت ما در داخل کانال و یال شمالی به سمت خط خودی )ارتفاع بانی بنوکبود.

در مسیر، یک ماسک پیدا کردیم و به شهید املاکی دادیمبا توجه به حجم زیاد آتش دشمن، حرکت به کندی انجام می شد.

در ادامه متوجه شدیم تعدادی از گلوله های خمپاره و توپ در برخورد با زمین صدای انفجاری از آن ها به گوش نمی رسددشمن از گازهای شیمیایی استفاده کرده بودبه همین دلیل سریع ماسکها را به صورت زدیمدر همین حین یک رزمنده بسیجی آمد و گفت ماسک مرا بدهید و شهید املاکی فوراً ماسک را به رزمنده بسیجی تقدیم کردهر چه سعی کردیم ایشان از ماسک های ما استفاده کنند، قبول نکردندآقای طهماسبی چفیه داشتند.

چفیه را خیس کردند دادیم به شهید املاکی تا بتواند جلوی صورتش بگذاردمن با سرعت زیاد رفتم به سمت گردان یا رسول. پس ازطی مسیر در کانال یک ماسک پیدا کردمسریع برای شهید املاکی بردم که دیدم شهید املاکی بر زمین افتاده و در حال لرزش وخفگی شدید استهرچه سعی کردیم شهید بزرگوار به هوش نبود که ماسک را به صورت بزنددو نفری به اجبار ماسک را بر صورتشهید املاکی زدیمبا توجه به این که با ماسک طول کانال را دویده بودم، حالت خفگی داشتم و تار شدن چشم هایم مرا آزار می داد.مدتی بالای سر شهید ماندیم و متوجه شدیم زدن ماسک دیگر اثر ندارد و این سردار رشید گیلانی کاملاً بی حرکت بر روی زمین آرمیده بود و با چهره ای معصوم و مصمم شهادت را پذیرا گشت و همه رزمندگان را از فراغش داغدار نموداین رشادت، شهامت وازخودگذشتگی و فرمایش حضرت آقا در خصوص قهرمان بودن شهید املاکی در تاریخ ثبت شد و درسی بسیار بزرگ و ارزشمند برایآیندگان بر جای گذاشت.

در جستجوی شهید املاکی

در سال ۷۰ سردار عبدالهی فرمودند بروید شهید املاکی را بیاورید؟ پس از هماهنگی های لازم همراه یک اکیپ حدود ۳۰ نفره که کردزبان و عرب زبان نیز همراه ما بود با نیروهای اطلاعات عملیات و تعاون با لباس غیر نظامی به منطقه رفتیمبه محض رسیدن پیکر چند شهید را پیدا کردیمدر حین تفحص و جستجو دیدیم توسط چند عراقی محاصره شده ایم.

البته از قبل پیش بینی کرده بودیم که ممکن است نیروهای عراقی حرکتی داشته باشند. بنابراین نیروهای ما آماده و در نقاط مهم مستقر بودند که اگر اتفاقی افتاد آن ها بتوانند واکنش نشان بدهند.

فرمانده عراقی ها سروان و ترک زبان آدم خوبی بودبه فرمانده آن ها گفتیم ما از بچه های تعاون هستیم، آمده ایم پیکر شهدا را باخودمان ببریمتقریباً جایی رفته بودیم که شهید املاکی به شهادت رسیده بودفرمانده گروهان عراقی چند متر آن طرف تر محل پیکر یک شهید را به ما نشان داد که روی آن پیکر خاک ریخته بودند.

در حین صحبت من با فرمانده عراقی، همراهان و رزمندگان سریع قسمتی از خاک را کنار زدند و گفتند لباس ها با شهید بزرگوار املاکی مطابقت دارد و همان لباس و کفشی است که شهید در عملیات پوشیده بود.

از فرمانده عراقی تقاضا کردیم این پیکر را به ایران ببریمسروان عراقی گفت که من باید اجازه بگیرم تا این شهید را ببریدبا سروان عراقی وارد سنگرشان شدیمکار خیلی خطرناکی انجام دادیمچون هر لحظه ممکن بود ما را به اسارت بگیرندتماس بی سیمی بافرمانده خودشان برقرار کرد و گفت نیروهای ایرانی از طرف تعاون آمده اند برای جمع آوری پیکر شهدافرمانده آنها گفت اگر آمده اند دستگیرشان کنیدما دیدیم اوضاع خیلی مناسب نیستتصمیم گرفتیم سریع برگردیمدر حین برگشت سروان عراقی به پشتم زد و گفت«حرس الامام خمینی » یعنی تو پاسدار امام خمینی هستی، نه نیروی تعاونگفتم درست حدس زدی حالا تکلیف ما چیست؟ ما روز یکشنبه رفته بودیم، گفت: روز سه شنبه بیایید شهیدتان را ببریدمن روز سه شنبه مأموریت داشتم، ۱۰ نفر از بچه ها برای آوردن پیکر شهید املاکی رفتند ولی به آنها تیراندازی شد و اصلاً اجازه ندادندوارد منطقه شوند.

قضیه همین طور ماند تا دو سال بعد که در عراق تحولاتی انجام شد، ب ه طوری که در مرز دیگر نیروی نظامی نبودبا آمبولانس بههمراه یکی از هم رزمانم مجدداً از مرز ایران گذشتیم و با عبور از پنجوین وارد منطقه عملیات والفجر ۱۰ شدیمتمام مکان ها را گشتیمپس از ساعت ها تفحص موفق به پیدا کردن پیکر این شهید بزرگوار نشدیممجدداً در سال ۹۶ با گروه پرتلاش و زحمتکش تفحص ستاد کل نیروهای مسلح بار دیگر به منطقه رفتیم و چند روزی منطقه را جستجو کردیم، اما موفق به پیدا کردن پیکر پاک شهید بزرگوار نشدیم.

حسین هجرت کرد با چهره ای مصمم در غربت خویش برای رسیدن به شهادت در راه خدا.

منبع: ماهنامه شاهد یاران، شماره ۱۴۹

true
true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


true