کمیسیون ماده ۱۰ در وزارت کشور تشکیل می شود و اعضای آن متشکل از نماینده دادستان کل کشور، نماینده رئیس قوه قضائیه، یک نماینده از میان دبیران کل احزاب ملی و یک نماینده از میان دبیران کل احزاب استاتی بدون حق رای و معاون سیاسی وزارت کشور است.

 ناگفته پیداست اتفاقاً وجود ۲۴۰ حزب در کشور نشان دهنده اهمیت نداشتن سازوکار حزبی در انتخابات است؛ چرا که اگر قرار است احزاب نقش واقعی در عرصه سیاست داشته باشند باید واجد معیارها و ویژگیهایی باشند که اکثریت قریب به اتفاق احزاب کنونی فاقد این معیارها هستند. مثلاً این که حزب باید دارای مرام نامه در زمینه های مختلف باشند، دارای برنامه و سیاست مدون برای اداره کشور متناسب با شرایط و مقتضیات هر محل باشند، در طول سال فعال باشند، در قبال حوادث و اتفاقات مختلف موضع گیری داشته باشد، دارای شعبه های استانی باشند، در کل کشور عضوگیری کنند، برای تصدی مناصب سیاسی اقدام به کادرسازی کنند، در قبال اعمال و رفتار اعضایش پاسخگو باشد و ….

اما در ایران احزاب صرفاً در زمان انتخابات یا احتمالاً هنگامی که بحث یارانه احزاب است فعال می شوند و در عرصه سیاسی خودنمایی می کنند. به همین دلیل است که بارها گفته شده تمام اعضای فلان حزب در یک فولکس واگن جمع می شوند. موعد انتخابات همیشه زمانی بوده که احزاب مختلف سربرمی آورند و لیست های انتخاباتی خود را ارائه می دهند. این در حالی است که نه تنها مردم بلکه خود سیاستمداران نیز گاه نام برخی از این احزاب را در طول عمر خود نشنیده اند. بنابراین می توان گفت این گونه احزاب بیش از آن که عرصه سیاسی را بسامان و قاعده مند کنند آن را مشوش، آشفته و باری به هر جهت می کنند.

گاهی مشاهده می شود یک فرد در طول دوران سیاسی خود بارها تغییر عقیده و مرام می دهد اما در دولت های مختلف نیز حتی در سطوح بالای وزارت و معاونت نیز بکارگرفته می شود. در حالی که چنین وضعیتی تقریباً محال است در کشورهایی که به لحاظ حزبی سیستم جاافتاده و منسجمی دارند رخ دهد.

از سوی دیگر در راستای کمک به تقویت فعالیت حزبی در کشور معمولاً ردیف بودجه ای هر سال ذیل ردیف های بودجه ای وزارت کشور پیش بینی می شود که البته نسبت به آن از دو جهت حرف و حدیث هایی وجود دارد. برخی معتقدند پیش بینی پرداخت یارانه به احزاب ممکن است موجب وابسته شدن حزب به دولت شود و به نوعی آنها را دولتی کند اما در مقابل عده ای معتقدند یارانه احزاب میزان ناچیز و اندکی است و به همین دلیل هیچ وقت این ادعا که خط مشی آنها از این طریق تحت تاثیر قرار بگیرد درست نیست. درباره چگونگی تقسیم این یارانه بین احزاب نیز انتقاداتی مطرح شده است.

در حال حاضر معمولاً یارانه احزاب از طریق خانه احزاب ( به عنوان یک تشکل صنفی که متشکل از نمایندگان احزاب مختلف است) بین احزاب قانونی به طور مساوی تقسیم می شود. برخی معتقدند این امر مبتنی بر عدالت نیست که تمامی احزاب به یک چشم دیده شوند در حالی که بین آنها تفاوت های جدی به لحاظ اعضا، فعال بودن و … وجود دارد. در این باره حمید ملانوری، مدیرکل امور سیاسی وزارت کشور اواخر خردادماه عنوان کرده بود مبلغ ۲۶ میلیارد ریال یارانه در سال های ۹۶ و ۹۷ در سطح کشور به احزاب پرداخت شده است.

در نهایت باید گفت اگر قرار است وضعیت کنونی ادامه داشته باشد بسیار بعید است تا چند دهه دیگر نیز عرصه سیاسی کشور بر مبنای فعالیت سازمان یافته حزبی پا بگیرد. برای این که هر از گاهی حرکات پوپولیستی و توده ای ایجاد نشود ناچاراً باید انتخابات به سمتی برود که بر مبنای حداکثر سه یا چهار حزب قدرتمند انجام شود. بنابراین بهتر است این موضوع در قانون انتخابات مجلس و ریاست جمهوری آورده شود که نامزدها صرفاً  بر مبنای عضویت در حزب می توانند در انتخابات شرکت کنند. تنها در این صورت است که می توان امیدوار بود فضای سیاسی کشور از پوپولیسم فاصله بگیرد و سیاستمداران پاسخگوی برنامه ها و وعده های خود باشند.