×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

اخبار ویژه

امروز : جمعه, ۲ اسفند , ۱۳۹۸  .::.   برابر با : Friday, 21 February , 2020  .::.  اخبار منتشر شده : 3 خبر
جمعه های«شهدایی» احرار/ شهید اسماعیل رجبی ثابت، شفت: درنگ و دو دلی جایزنیست

گروه ایثارو مقاومت پایگاه خبری تحلیلی احرارگیل؛هرجمعه باشما باشهدائیم ؛ جمعه های«شهدایی»احرار/وصیت نامه شهید اسماعیل رجبی ثابت چوبری شهرستان شفت.

 

وصیت نامه

۳/۵/۴ ” بنام پیکار گران در راه استقلال میهن”

متن کامل وصیت نامه اینجانب دیپلم وظیفه اسماعیل رجبی ثابت فرزند علی رجبی ثابت متولد ۱۳۴۳ ساکن رشت شفت. خداوندا توانائی انتقال از معاصی تو را ندارم مگر آن زمان که از روی محبت حجاب از چشم دل برگیری و بیدارم سازی.

 با سلام و درود بر ؟ درگاه ایزد حق تعالی و شهیدان همیشه زندۀ تاریخ خونین بشریت، و سلام بر پدران و مادران و همسران و یتیمانی که داغ شهید بر دل دارند و سلام بر جانبازان انقلاب خونبار و شکوهمند ایانو میهن گرامی و دوست داشتنی و سلام و درود بی پایان و بیکران به پیشگاه منجی عالم بشریت مهدی موعود (عج) و سلام و درود فراوان به پیشگاه ابراهیم زمان بت شکن دوران و قرن، رهبر کبیر انقلاب  و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران امام خمینی (و امت برکاته) با شک و تردید کله مردم و دنیای انسانیت در ضرر و خسران سیر میبرند و این از کلام گوهر بار خداوند تبارک و تعالی که در قرآن ؟ شده است.

 جز آنها که ایمان آورده اند و یکدیگر را به حق و صبر و صلح ؟ و تشویق می نمایند چقدر شایسته و درخور است که ایمان را با عمل توأم کنیم و در راه و مسیر سازندگی و آباد کردن قرار گیریم و در کلیه رنجها و مصائبات و سختیها سرّ استوار و دژ محکم همیشه و در همه اوقات ثابت قدم باقی بمانیم و لحظه ای از خداوند خلقش قافل نمانیم یعنی اینکه نباید از قافله عقب ماند و با پر ارزش ترین پر اوج ترین سرمایه های خود به میادین نبرد و ستیز قدم گذاشته و به پیش برانیم و در این باده نباید درنگ کرد که آزادی میهن در دست جنایتکاران دیر میشود.

 شهیدان ما لاله های پرپر شده ای هستند که با نفسه مورد اطمینان بخدا رجعت ؟؟؟ تک تک شهیدان اما با مسئولیت خطیر تر و سنگین تر و باید راه آنها را سرحد جان ادامه داد. نباید پیام آنها را به دیگران رساند نه با حرف و سخنرانی بیهّد بلکه با خون، نه با شعار که با عمل پاک و صالح. باید از آسوده خاطر ریستن و ادای زندگی بهتر کردن در آوردن و در جا زدن و بدور خود چرخیدن خود را رها کنیم و فقط به هدفمان بنگریم چرا که هدفمان ارزنده تر از زندگی پوچ و مبتذل است. میشود گفت که این زندگی کوله و تجلی و آسوده گی ؟ و نیستی ما را به ما گوش زد میکند. من هر گاه بر مزار شهیدان رفتم احساس میکردم که آنها زنده اند نه من، شاهد و گواه کسی است که با زبان و فلم خون شهادت میدهد.

 قطره قطره خون این شهیدان ما را به مدد و کمک سایر رزمندگان برای آمدن به جبهه ها فرا میخواند باید از همه چیز گذشت از پدرو مادر و زن و فرزند و حتی از زنده بودن و گذراندن معیشت پوچ و زندگی بیهوده از خداوند بزرگ و با عظمت خواستارم که خدایا من با کوله بار گناه و معصیت لیاقت آنرا ندارم که تواضع خود را مورد تأتی تو بدانم و ما بخاطر برادران و خواهران و پدر و مادرم که تحمل رنجها و مشقتهای فراوان را بدوش میکشد و ؟؟؟ عشق به میهن دارند. عمل و تواضع را برای خودت و در راه خودت بپندار. برادران و خواهرانم حسین سالار شهیدان آن اسوه پاکدامن که در آخرین لحظات عرش بر فضای کربلا پیچید بگوش میرسد.

 اکنون صدای هل من ناصر ینصرونی او فضای جبهه را پر کرده است چون راهنمای تمامی ماست.حال که میهن عزیز و گرامیمان از گیرو دار جنگ عظیم و خانمانسوز هست درنگ و دو دلی جایز نیست جون خیلی راه درپیش داریم که امیدوارم برای نجات میهن گرامی و عزیزمان ایران ثابت قدم و استوار باشیم و تمام دشواریها را با جان بخرم چرا که

عشق در دشوار ورزیدن خوش است             چون خلیل از شعله گل چیدن خوش است.

 بله شهیدان با خون وضو می گیرند و به خون می نشیننند تا خفتگان و نشستگان بی غیرت و نا توان را به قیام بخوانند می میرند تا به زنده نماها حیات اخروی بخشند و بر حیات مرده شان و رگهای به نشان که نه خون بلکه لجن ؟ جاری است ؟ را تزریق کنند.شهدا به ؟ پست وزیون می فهمانند که عزت و شرف و مردانگی مرد به استخوانهای پوسیدئی پدرانش نیست بلکه ناشی از خود اوست.

 من این حسرت را بدل دارم که شاهد چه چیزهائی که نبودم و نیستم و چه شهیدانی را که به چشم دیدم و چه بدنهائی که پیکرشان غرق در خون بود و از دارائی دنیا فقط دارای یک قلب پاک و رئوف بودند حتی آنها که پروانه وار دور شمع سوختند تا به ما روشنائی یخشند اگر با چشم دل نگاه کنی می بینی که چه زیبا و چه ملکوتی کشته اند و چه عاشقانه بر لب دارند. گریه امانم نمی دهد وقت اندک است و قلبم مجروح و پر درد و در چنین شرایطی چه نفرتی از زندگی نکبت بار دارم. نفرین بشریت بر آنهایی باد که از بشر و انسانیت بوئی به مشامشان نرسیده است و اما قسمت آخرم را با خواهران و برادران و پدر و مادرم دارم که باید ذکر کنم.

 مادر مهربان و ارجمندم سلام فرزندی بر تو باد که بایم اسوه ؟ و از خودگذشتگی و ایثار گشته ای و خود تو برایم چه افنخار آفرن و موجب سر بلندی است و حق دارم که به وجود نازنیت بنازم و ببالم سلامم را از جبهه ی خون و شرف که مانند کبوتر سبکبال به سویت به پرواز در آمده است برایت می فرستم . مادرعزیز: ؟ را به جبهه رساندم ای زمینی که برای آزادی هر وجبت خون شهیدان جاری است برای اینکه ای میهن عزیزم ترا از جنایتکاران و متجاوزان آزاد و پاک سازم دوری از عزیزانم و پدر و مادرم را تحمل خواهم کرد و در این تنهائی شما ها را بیشتر احساس می کنم میهن گرامیم تو برای من عزیزی و عزت  تو بخاطر این است که در تو انقلاب و دگر گونی ضد امپریالیستی شده آنقدر برای من عزیزی که از عزیزترین کسان خود بخاطر آزادی تو دست کشیده ام خوبمادر عزیزم و پدر گرامیم و برادران و خواهران ارجمندم اگر از جبهه بر نگشتم دیدارمان به قیامت باد ؟ از مرگ من صبور و شکیبا باشی و در مرگ من هیچگونه غم و اندوهی به سراغتان نیاید و ؟؟؟ آرزوی پیروزی و موفقیت تک تکتان را از خداوند بزرگ و با عظمت مسلئت دارم. عزیزان با وجودی که شوق دیدارتان را دارم ؟ چنین اقتضا می کند که به دیدارتان موفق نباشم امیدوارم که هر چه زودتر پایان جنگ خانمانسوز با پیروزی رزمندگان کفر ستیز انجام پذیرد.

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.