×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

اخبار ویژه

امروز : شنبه, ۱۷ خرداد , ۱۳۹۹  .::.   برابر با : Saturday, 6 June , 2020  .::.  اخبار منتشر شده : 6 خبر
نوروز«شهدایی» احرار/ شهید املاکی فریاد می زد آرپی جی زن این تانک دشمن رو بزنه…!

گروه ایثارو مقاومت پایگاه خبری تحلیلی احرارگیل؛نوروز (تعطیلات) امسال نیز با شما باشهدائیم؛نوروز«شهدایی» احرار/نوروز«شهدایی» احرار/ … شهید املاکی قهرمان بی«مثال» گیلانی ها

خاطرات از شهید املاکی در مورد عملیات نصر ۴ در منطقه شهر ماووت عراق در سال ۱۳۶۶

 

مخابرات لشکر قبل از عملیات در منطقه عملیات«مقر» می زد . جهت کنترل عملیات . بعد از چند روز از عملیات نصر ۴ گردان حمزه در منطقه عملیاتی به صورت خط پدافند حضور داشت . یک روز صبح مخابرات لشکر هرچه تماس با گردان می گرفت هیچ جواب از گردان حمزه به ما نمی داد . بعد از چند ساعت صحبت با فرمانده محترم لشکر آقای حضرتی با جانشین محترم آقای حسین املاکی تصمیم گرفتند به جلو که گردان حمزه خط پدافندی بود بروند و من یک بی سیم              از مخابرات برداشتم و با آقای حسین املاکی و آقای زارع با یک ماشین تویوتا حرکت کردیم . یک مقدار با ماشین تویوتا از ارتفاع که ما مستقر بودیم به طرف پائین شهر ماووت که منطقه پدافندی گردان حمزه بود رفتم . قبل از اینکه به گردان حمزه برویم آقای املاکی به آقای زارع گفت اول به مقر نیروهای لشکر المهدی که در سمت دیگر ما بود برویم تا از آنجا با دوربین منطقه را ببیند .

وقتی وارد مقر لشکر المهدی شدیم آقای املاکی به آقای زارع گفت شما با ماشین همین جا بمانید من با  بی سیم چی به طرف جلو که گردان حمزه مستقر بود حرکت کردیم . در حین رفتن به جلو خمپاره های زیاد در اطراف ما منفجر می شد . یک لحظه صدای خمپاره خیلی نزدیک بود من خیز رفتم یک لحظه متوجه شدم که آقای املاکی دست چپشان ترکش گرفته است . من که یک چفیه داشتم دست آقای املاکی را بستم . به آقای املاکی گفتم برگردیم به عقب چون شما مجروح شده اید . آقای املاکی گفت نه من حالم خوب است . هرچه اصرار کردم به راه خود ادامه داد .

عراق پاتک زد و نیروهای گردان با دل و جان از خط محافظت می کردند . یک لحظه دیدم که یکی از تانک های دشمن به طرف خاکریز ما می آید . دوشکاچی تانک آتش روی نیروها می ریخت . چون خط نیروی کم بود خود آقای املاکی با تیربار که در منطقه بود با شجاعت به طرف عراقیها آتش می ریخت در لحظه متوجه شدم آقای املاکی با صدای بلند می گفت آرپی جی زن تانک را بزن .

آرپی جی زن که یک بسیجی بود با شنیدن صدای آقای املاکی از جا بلند شد و با شلیک یک گلوله تانک را زد . وقتی تانک را زد نیروهای خط روحیه گرفتند و با آتش زیاد نیروهای عراقی که پشت تانک بودند که می خواستند به خاکریز نزدیک شوند عقب نشینی کردند و آقای املاکی با صدای بلند گفتند « شما بسیجی ها واقعاً ثابت کردید که سرباز میرزا کوپک خان هستید » . بعد از جواب دادن پاتک عراق از آقای مطیع دوست سؤال کردیم چرا بی سیم شما کار نمی کرد ؟ در جواب گفتند چون بی سیم چی فرکانس را اشتباه گذاشته بود . من رفتم به طرف بی سیم چی فرکانس را درست کردم و با عقب که مقر مخابرات لشکر بود تماس گرفته گفتم خط سقوط نکرده است نیروها با دل و جان خط را نگاه داشتند و هیچ مشکلی نیست . و من با بی سیم خودم به طرف آقای املاکی رفتم دیدم آقای املاکی با خمپاره ۶۰  به طرف دشمن شلیک می کند . من را دید گفت : با بی سیم تماس بگیرید برای ما نیروهای کمکی و مهمات و غذا برای نیروها بفرستند .

بعد از ساعتی نیروهای کمکی و مهمات و غذا به خط رسید . من به آقای املاکی گفتم حال که خط سقوط نکرده است شما مجروح هستید برگردید عقب . در جواب من گفت دست من خوب است هیچ مشکلی ندارم . با همان وضعیت که آقای املاکی داشت چند ساعت در خط بودند . و وقتی که غروب شد آقای املاکی به مقر لشکر برگشت .والسلام

راوی: نصرا… پرویز

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.