گیلان
کد خبر:101354
پ
AvalinMardanGil.jpg1-1

بازخوانی خاطره ی شهید ساسان پورنقاشیان از دفتر خاطراتش

روایتی از شهید ساسان پور نقاشیان از شهدای اولیه دفاع مقدس(اولین مردان مرد) اززبان خود شهید در دفترخاطراتش.

 

گروه ایثار و مقاومت  پایگاه خبری تحلیلی احرارگیل ، توفیق یافت از گرامیداشت هفته بسیج امسال به خاطرات منتشر نشده شهدا سری بزند و ناگفته های آن حماسه سازان بی بدیل را تحت عنوان «جمعه شهدایی » (یک جمعه ،یک خاطره ، از یک شهید گیلانی) در اختیار شما «خاکریزی ها» ی بزرگوار قرارداده تا با هم مرور کنیم  روایاتشان را …

اینبار روایتی از شهید «ساسان پور نقاشیان» از شهدای اولیه دفاع مقدس(اولین مردان مرد) اززبان خود شهید در دفترخاطراتش، بشنوید:

dfr

 روزی که به خیابان امام خمینی می رفتم تا ببینم منافقان نمایشگاه زده اند که یکی از برادران پاسدار را در خیابان می بینم که بعد از سلام و احوالپرسی به من می گوید : ساسان! شاید دیگر تو را نبینم مرا حلال کن!

گفتم: مگرکجا می خواهی بروی؟!

گفت : که می روم افغانستان.

گفتم: من را هم با خودت ببر. گفت به تو بیشتر در اینجا نیاز می شود اما من که تصمیم خودم را گرفته بودم با سماجت از او خواستم که بروم بلیط بگیرم و با هم راهی مرز شویم…

 مادر شهید: خلاصه با هم می روند و مدت۲۰روز در افغانستان می مانند و بعد از برگشتن حدودا ًدو هفته پیش خانواده اش ماند و بعد از دو هفته  رفت جبهه و شهید شد.

———————————————————————————————————————————————————————-

انتهای پیام/ بازخوانی خاطره ی شهید ساسان پورنقاشیان از دفتر خاطراتش

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

کلید مقابل را فعال کنید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.