گیلان
کد خبر:114298
پ
download

ره یافتی ازشهیدان : محمود ،عزت اله و احمد پسند / ما هستیم که به جبهه احتیاج داریم

جبهه رفتن ما فقط در جنگیدن خلاصه نمی شود بلکه خودسازی، مبارزه با هواهای نفسانی و ادا کردن دین خودمان به اسلام و مسلمین و مسائل دیگر هم می باشد . باید بدانیم که دراسلام فقط جبهه ها به ما احتیاج ندارد بلکه این ما هستیم که به جبهه احتیاج داریم .

بسان برنامه های هرساله، پایگاه خبری تحلیلی احرارگیل نوروز ۱۳۹۵ نیز با قطع برنامه های عادی و انتشار اخبار گوناگون، به مدت ۱۵ روز (با انتشار دلنوشته ها، تصاویرناب، وصیت نامه ،زندگی نامه ، خاطرات و … شهدای گیلان) شهدایی می شود.

این بار ره یافتی ازشهیدان : محمود ،عزت اله و احمد پسند (کلاچای)

زندگینامه پاسدار شهید محمود پسند

پاسدار شهید اسلام محمود پسند، در یازدهم شهریور سال ۱۳۴۰ در خانواده ای مذهبی در بخش کلاچای شهرستان رودسر دیده به جهان گشود . دوران کودکی را در زادگاهش روستای سیاهلکرود با حضور در مکتبخانه به آموزش و فراگیری قرآن مجید سپری نمود، و تحصیلاتش را نیز تا مقطع دیپلم در کلاچای گذراند و در کنار تحصیل علم و دانش ، در ایام فراغت به پدر بزرگوارش در امرار معاش زندگی یاری و کمک می نمود .شهید بزرگوار محمود پسند که دوران کودکی با قرآن و احکام الهی ماًنوس شده بود ، و در روند زندگی روز مره اش نیز از قرآن روح بخش و اسلام حیات بخش الهام می گرفت .او با وجودئیکه دانش آموز سال چهارم دبیرستان بود به صفوف مردم مسلمان و مبارز؛ پیوست تا در رسوایی و سرنگونی حکومت جور و طاغوت نفش موثری داشته باشد .
و در این راستا با شرکت در تظاهرات خیابانی ، توزیع نوار و اعلامیه های حضرت امام)ره) تلاش فراون نمود و بارها از سوی ماًموران و سرسپردگان طاغوت مورد اذیت وآزار واقع شد .
در بهمن ماه سال ۵۸ با تشکیل سپاه پاسداران به فرمان حضرت امام (ره) به عضویت سپاه پاسداران شهرستان رودسر در آمد، و در آبانماه سال ۵۹ یعنی پس از گذشت یکماه از آغاز جنگ و هجوم ناجوانمردانه بعثعراق؛ علیه مرزهای جمهوری اسلامی ، مشتاقانه به جبهه جنوب و شهرستان سوسنگرد عزیمت نمود و پس از ۳ ماه مبارزه به شهرستان رودسر برگشت ، اما دیگر این جوان دلیر و شجاع؛ آرام و قرار نداشت و دوری از جبهه نبرد با دشمنکافر و متجاوز بعث عراق، روح و جانش را آزار می داد و برای بار دوم و سوم به جبهه غرب و کردستان اعزام شد و دلاورانه با دشمنان نبرد کرد .ایشان در کنار رزم بی امانش با دشمنان اسلام، کمترین فرصت پیش آمده را غنیمت می شمرد و سعی و تلاش می نمود به بعد معنوی و عرفانی نیز بپردازد و در حقیقت به جهاد اکبر و جهاد اصغر همزمان عمل می نمود . او با تلاوت روح بخش کلام الله مجید و مناجات و ادعیه و اقامه نمازهای مستحبی و روزه داری و معالعه به ارتقاء سطح روحی و معنوی اش بسیار اهمیت می داد، و آثار عملیش تقوا و ایمان و خلوص و پاکدامنی و ادب و تعهد به خدمت در راه رضای خداوند تبارک و تعالی و شوق عشق به شهادت بود که بدان نایل گشت .
سرانجام این دلیر مرد،خطه سر سبز گیلان پس از مبارزه و رزم بی امان با دشمن در عملیات مطلع الفجر در شیا کو داربلوط به درجه عظمای شهادت نایل آمد و در جوار حق آرام گرفت .

ربنا اغفر ذنوبنا  و الاسرافنا فی امرنا و ثبت اقدامنا و نصرنا علی القوم الکافرین

وصیت نامه شهید عزت اله پسند

پرودگارا گناهان و زیاده رویهای مان در کارهایمان ببخش و گامهای مان را استوار ساز و بر کافران پیروز گردان.

بنام او « بنام خدا» که از اویم، هستیم برای اوست رفتنم برای اوست و بازگشتنم بسوی اوست. با درود به منجی عالم بشریت آقا امام زمان و نائب بر حقش امام عزیزمان و با سلام به تمامی شهدای صدر اسلام از زمان هابیل تا حسین (ع) و از زمان حسین (ع) تا روح الله و با درود به تمامی رزمندگان جبهه های جنگ. وصیتنامه ام را شروع میکنم وظیفه هر فرد  مسلمان است که در برابر تجاوزات بیگانگان از اسلام و مملکت اسلامی خود دفاع کند از آنجا که بنده خود را یک فرد شیعه یافتم دفاع از اسلام و کشور عزیزم را یک وظیفه شرعی دانستم که در تمامی جبهه ها چه در پشت جبهه و چه در خود جبهه برای مبارزه با دشمنان اسلام و مسلمین برخیزم. انسان در این دنیا همواره در معرض آزمایش خداوند قرار می گیرد و این آزمایش با چیزهای گوناگون از قبیل جان و مال و فرزند و چیزهای دیگر… انسان بطور کلی احتیاج به خودسازی و حرکت بسوی کمالات معنوی را دارد چون بنده خود را مقید به این جمله دانستم لازم را در این دیدم که در خود تغییر و تحولی بوجود بیاورم گفتم بهترین جا جبهه می باشد که انسان بهتر می تواند حرکت بسوی معنویت و اهداف عالیه کند.

در اینجا باید توجه داشت که جبهه رفتن ما فقط در جمله جنگ خلاصه نمی شود بلکه جبهه رفتن با مسائل گوناگون از قبیل خودسازی، مبارزه با هواهای نفسانی و ادا کردن دین خودمان به اسلام و مسلمین و مسائل دیگر هم می باشد و این مسئله را باید بدانیم که در جبهه اسلام فقط جبهه ها را احتیاج ندارد بلکه این ما هستیم به جبهه احتیاج داریم احتیاج به خودسازی داریم، احتیاج به این داریم که خودمان را بشناسیم و بدانیم از کجا آمده ایم و برای چه آمده ایم و به کجا می رویم در این برهه از زمان تمامی کشورهای جنایتکار دست به دست هم دادند و دارند به کشورهای مظلوم به وجه غیر انسانی ظلم و ستم می کنند و در این زمان به کشور عزیزمان دارند به کشور های مظلوم به وجه غیر انسانی ظلم و ستم می کنند و در این زمان به کشور عزیزمان دارند جنگ می اندازند و داشتند کشورمان را به اسراییل دوم مبدل کنند. بله برادر و خواهرم به پای آزادی و استقلال جمهوری اسلامی باید خون ریخت و آنهم چه خونهای پاک که بوسیله انسانهای پاکباخته ای ریخته شده به کلیه برادران و خواهران توصیه می کنم نگذارید خون شهیدانمان پایمال شود. حسین زمان خمینی را تنها نگذارید زیرا او سفیر حضرت مهدی (عج) میباشد پیرو ولایت فقیه باشد و بدانید که اطاعت از ولایت فقیه اطاعتی نا آگاهانه و کورکورانه نیست بلکه اطاعتی آگاهانه و عالمانه است میگویند ای کاش در زمان امامان و پیغمبران بودیم و در رکاب آنها می جنگیدیم حالا آن موقع فرا رسیده حالا موقع لبیک گفتن است.

من بعد از شهادت برادرم همیشه سعی می کردم که ادامه دهنده راهش باشیم اما با یکسری مشکلات نمی توانستیم. گفتم بهترین راه جبهه است که بروم و با هر دشمن غاصب و هواهای شیطانی نفس مبارزه کنم.

سخنی با پدر و مادرم:

پدر و مادر عزیزم من امانت خدا در نزد شما بودم و شما با رضایت خود این امانت را به خدا پس می دهد ناگفته نماند که فرزندان وسیله آزمایش هستند چه خوب شد و جای خوشحالی  است که شما از این آزمایش قبول شدید.

به کلیه پدران و مادران توصیه میکنم که فرزندان در میان شما امانت است و شما باید امانتدار باشید.

 

انتهای پیام/

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

کلید مقابل را فعال کنید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.