پایگاه خبری تحلیلی احرارگیل

جمعه های شهدایی احرارگیل/ نوجوان بسیجی شهید «احمدنخستین لشکاجانی»، رودسر

جمعه های شهدایی گروه ایثار و مقاومت پایگاه خبری تحلیلی احرارگیل [1]،این هفته؛ نوجوان بسیجی شهید «احمدنخستین لشکاجانی»، رودسر

خوشا روزی که گرم جنگ بودیم
میان رنگ ها بی رنگ بودیم
دل هرکس شهادت را طلب داشت
حدیث عشق و مستی را به لب داشت

شهید احمد نخستین لشکاجانی:

من برای جنگی که انتقام خون شهدای عزیز را بگیرم به جبهه نرفتم. نه نه این نیست، می روم تا دین محمد(ص) را یاری کنم و با گلوله های اسلحه  تک تک آیه های قرآن را در قلب دشمنان اسلام تفسیر کنم که تا حال چنین تفسیری را ندیده باشند.

برای بار دوم بود که توفیق پیدا کردم  که از تاریخ۱۱/۴/۱۳۶۵ تا تاریخ ۲۸/۷/۱۳۶۵درقالب گردانهای قائم درمنطقه عملیاتی  غرب کشور حضور یابم.

چون در سنگر فرماندهی بودم اکثر نیروهای مستقر در گردان و گروهان را می شناختم.

شبی برای برآورد روحیه بچه ها از هر دسته خواستیم یک نفر را بدالخواه شان برای رفتن به گشت و شناسائی مواضع نیروهای عراقی آماده نمایند.

دیدم نوجوانی بنام احمد نخستین با قد و قیافه ایی کوچک اما پر از عشق و محبت و اخلاص و ایثار و شجاعت  با تمام تجهیزات به مقر گروهان آمد.گفتم چه شده این وقت شب اینجا آمدی؟گفت من آماده ام که با شما بیام گشت و شناسائی.

وقتی به قد و قیافه اش نگاه کردم قوت قلبی گرفتم که یک نوجوان لاغر اندام با بستن بندهای پوتین . فانسخه.قمقمه آب. سینه خشاب. نارنجک.اسحله وغیره آماده دفاع از این آب و خاک است.

در سال ۶۶ بود که من وقتی مطلع شدم در رودسر چند شهید قرار است تشیع بشود  به رودسر رفتم. از قضا دیدم که یکی از شهدا  همین شهید گرانقدر است.فهمیدم که بعد از گردان قائم این شهید باز به جبهه رفته بود حال که چندمین بارش بود نمیدانم.

سالها این خاطره در ذهنم بود و می خواستم یکبار که شده برای ادای احترام به این شهید بزرگوار به مزارش بروم. این بود که مدتی پیش آدرس مزارش را از دوستان گرفتم و به مزار شهدای لشکاجان رفتم و ضمن ادای احترام به شهدا و این شهید گرانقدر به وصیت نامه اش که روی سنگ مزارش نوشته شده بود توجه نموده و یادداشت  کردم .

امیدوارم روح شهید از این حقیر و فقیر سراپا تقصیر از قافله جا مانده راضی و خشنود باشد.

شهید احمد نخستین

متولد  سال ۱۳۵۰

اهل روستای لشکاجان از توابع شهرستان رودسر

تاریخ شهادت  ۱/۴/۱۳۶۶

محل شهادت  ماهوت عراق

قسمتی از وصیت نامه شهید که در سنگ مزارش نوشته شده است.

من برای جنگی که انتقام خون شهدای عزیز را بگیرم به جبهه نرفتم. نه نه این نیست، می روم تا دین محمد(ص) را یاری کنم و با گلوله های اسلحه  تک تک آیه های قرآن را در قلب دشمنان اسلام تفسیر کنم که تا حال چنین تفسیری را ندیده باشند.

شادی روحش صلوات

[2]

————————————————————————————————————————————————–

انتهای پیام