پایگاه خبری تحلیلی احرارگیل

جمعه های«شهدایی»احرار/ برگی از زندگی حماسی شهید مهرداد اکبری صومعه سرا

گروه ایثارو مقاومت پایگاه خبری تحلیلی احرارگیل [1]: هرجمعه باشما باشهدائیم؛جمعه های«شهدایی»احرار/ برگی از زندگی حماسی شهید مهرداد اکبری صومعه سرا

شهید مهرداد اکبری

نام پدر: تراب

محل تولد: خرف

تاریخ تولد: ۱۳۴۷/۰۶/۳۰

تاریخ شهادت: ۱۳۶۷/۰۶/۱۷

محل شهادت: کوشک – کرخه

یگان اعزامی: ارتش

وضعیت تأهل: مجرد

میزان تحصیلات: پنجم ابتدایی

گلزار شهید: قبرستان الکوخ عراق قطعه‌ی ۲۸۱

شهید مهرداد اکبری در تاریخ ۳۰ شهریور ۱۳۴۷ در شهر صومعه‌سرا دیده به جهان گشود. مهرداد به کار در یک مغازه جوشکاری شاگرد نمود، او به کارش آن‌چنان علاقه‌مند شده بود که زود کار را یاد گرفت، وقتی‌که بزرگ‌تر می‌شد، درک و فهم او بیشتر می‌شد و به پدر و مادر خود احترام خاصی می‌گذاشت، باآنکه حقوق کافی نداشت، با همان حقوق یک موتورگازی برای خود خرید بود و سر وضع خود رسیدگی می‌کرد.

خصوصیت اخلاقی شهید

با خواهر و برادرانش مهربان بود، دوستان، آشنایان، همسایگان از او راضی بودند، او برای همه یادگاری گذاشته است، چون جوشکار بود، از آهن برای آن‌ها وسایل خانگی می‌ساخت، او به کارش ادامه داد تا وقتی‌که به خدمت سربازی‌اش فرارسید و رفت و به ترتیب حیدریه اعزام شد و آموزشی خود را در آن شهریه به اتمام رسانید. بعد از سه ماه آموزشی بر اهواز اعزام نمودند.

در زندان عراق اسیر شد

او در نامه‌اش نوشته بود که در اهواز خدمت می‌کند و جایش بسیار عالی است و ما هم خوشحال بودیم، برای بار دوم به مرخصی آمد. این بار با دفعات قبل بسیار فرق داشت، چون انگار به دل ما افتاده بود که فرزند ما به شهادت می‌رسد، بعد از چند روزی رفت و همگی بسیار غمگین و افسرده بودیم، وقتی‌که فرزند ما می‌خواست برود به مادرش گفت: مادر جان نامه من دیرکرد ناراحت نباشی، او رفت همان رفتن بود که ما را از دین خود ناامید کرد، خودش هنگامی‌که به مرخصی آمده بود، می‌دانست که آن‌ها برای حمله می‌برند، برای خانواده خود نگفته بود، آخرین نامه‌ای که از او دریافت کرده بودیم، این بود که گفته بود ما را به شهر می‌برند، خلاصه در سال ۶۷ ما از ارتش شنیدیم، فرزند ما را به اسارت گرفته‌اند، خوشحال بودیم که روزی برمی‌گردد. ولی خواست خدا بود که او در کنار امام حسین (ع) در زندان عراق به دست بعثیان به شهادت رسید.