گیلان
کد خبر:207275
پ
۲۶۳۱۳۴۰۳۲۹

جمعه های«شهدایی» احرار/ برگی از زندگی حماسی شهید ایوب میرزایی، شهرستان تالش

معلم شهید ٬ایوب میرزایی در سال ۱۳۳۴ در خانواده ای روستایی و کشاورز  از توابع شهرستان تالش ٬دیده به جهان گشود . دوران کودکی را با سختی و کمبود امکانات ٬سپری نمود . وی مقاطع تحصیلی ابتدایی و راهنمایی را در زادگاهش با موفقیت به پایان رساند و…

گروه ایثارو مقاومت پایگاه خبری تحلیلی احرارگیل؛هرجمعه باشما باشهدائیم ؛جمعه های«شهدایی» احرار/ وصیت نامه شهید ایوب میرزایی، شهرستان تالش.

 

معلم شهید ٬ایوب میرزایی در سال ۱۳۳۴ در خانواده ای روستایی و کشاورز  از توابع شهرستان تالش ٬دیده به جهان گشود . دوران کودکی را با سختی و کمبود امکانات ٬سپری نمود . وی مقاطع تحصیلی ابتدایی و راهنمایی را در زادگاهش با موفقیت به پایان رساند . به دلیل مشکلات اقتصادی خانواده و نبود هنرستان در شهرستان ٬با عشق به تحصیل در هنرستان صنعتی لاکان ثبت نام نمود و با موفقیت ٬موفق به اخذ دیپلم گردید و پس از آن ٬جهت ادامه تحصیل ٬وارد دانشسرای راهنمایی تحصیلی رشت شد

و توانست در رشته ی حرفه و فن ٬مدرک فوق دیپلم را  اخذ نماید . ایو ب٬در ایام شکوفایی انقلاب اسلامی ٬به عنوان یکی از مبارزین و فعالین ٬بر علیه رژیم فاسد پهلوی به پاخاست و در تظاهرات و راهپیمایی ها٬نقش مهم و اساسی را ایفا نمود . پس از به ثمر نشستن شکوفه های انقلاب و فراهم شدن محیط های فرهنگی و مذهبی ٬وی در کمیته ی  انقلاب اسلامی لشت نشا به فعالیت پرداخت . شهید میرزایی در کوچصفهان رشت  به عنوان دبیر حرفه و فن ٬به خدمت مشغول شد .

وی در ایام تابستان ٬جهت تبلیغ و حفظ دستاوردهای انقلاب ٬به کمک برادران حزب اللهی شتافته و به آموزش جوانان و نوجوانان می پرداخت  و در این راه ٬از هیچ کوششی دریغ نمی ورزید . شهید ٬انسانی متدین ٬مهربان و خوش اخلاق بود . در برابر مشکلات بسیار صبور بود . وی در اوقات فراغت ٬به مطالعه ی کتاب های دینی و سیاسی مبادرت می ورزید و سعی می نمود با دیدی عمیق به مسائل پیرامون خود توجه نماید . ایوب در سال ۵۹ به زادگاهش بازگشت و در انجمن اسلامی آن جا فعالیت خود را آغاز نمود . پس از آن در اوایل شهریور ماه به عنوان مدیر دبیرستان امام شافعی پره سر از توابع رضوانشهر منصوب و با جدیت به انجام وظیفه پرداخت . وی در اولمهر ماه سال ۶۰ ٬طی سخنرانی ٬افکار شوم و پلید منافقین و دشمنان کوردل انقلاب را بر شمرد و از اهداف بلند و آرمانی حضرت امام خمینی ( ره ) سخنانی ایراد نمود . پس از آن منافقین ٬او را مورد تهدید قرار داده و در مدرسه و منزل ٬با فرستادن نامه ٬وی را از این کار باز می داشتند اما ایمان راسخ و نگاه عمیق و انقلابی شهید بی هیچ پروایی در راهی که برگزیده بود او را در ادامه ی مسیر ٬دلگرم می نمود . شهید میرزایی در این باره  به مادرش می گفت :

 « در جایی که تدریس می کنم ٬منافقین زیادی به فعالیت مشغولند  و من در آنجا به شهادت خواهم رسید  . »

وی همچنین در سفارشات به مادر می گفت : «  اگر شهید شدم برایم  گریه نکنید چرا که من گناهکارم . »

ایوب بارها در سخنانش می گفت : « خدایا می دانی که من مردن در راه حق ( اسلام ) را بهتراز آن گناهی می دانم که مرا به آن می خوانند و می گویند از دعوت مردم  به دین اسلام دست بردار . »

و سرانجام در تاریخ ۲۸/۷/۱۳۶۰ یکی از عوامل منافقین در نزدیکی مدرسه ٬با شلیک گلوله ٬مغز مالامال از اندیشه اسلامی او را متلاشی نمود و او چون مولایش حسین بن علی ( علیه السلام ) به شرف شهادت نائل آمد . پیکر پاک و مطهرش ٬پس از تشییع با شکوه ٬در مزار شهدای تالش ٬به خاک سپرده شد .

از این شهید بزرگوار دو فرزند به یادگار مانده که هم اکنون در عرصه ی علم و عمل ٬همچون پدر ٬در صحنه ی انقلاب می درخشند .

                                                              روحش شاد و یادش گرامی

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

کلید مقابل را فعال کنید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.