گیلان
کد خبر:207276
پ
shahidAliYousefi-3-242×323

جمعه های«شهدایی» احرار/ شهید علی یوسفی رودبار: « بار خدایا تو را شکر می گذارم که شهادت نصیب من شد »

شهید علی یوسفی: « برای ما هیچ نگران نباشید ، چون ما خدا را داریم ، امام زمان ( عج ) با ماست ، سلاح ایمان با ماست . دیگر چرا ناراحت باشیم . چون اسلام خون می خواهد و ما هم باید خون بدهیم »

گروه ایثارو مقاومت پایگاه خبری تحلیلی احرارگیل؛هرجمعه باشما باشهدائیم ؛جمعه های«شهدایی» احرار/ شهید علی یوسفی رودبار: « بار خدایا تو را شکر می گذارم که شهادت نصیب من شد »

زندگینامه شهید علی یوسفی

  • شهید علی یوسفی در تاریخ ۱۳۴۱ در روستای نمک آوران چشم به جهان گشود . دوره ی کودکی شهید در روستا سپری گردید .چند سال قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ، شهید یوسفی به همراه خانواده به شهر لوشان هجرت می نمایند ، و تحصیلات خود را تا مقطع دیپلم در شهر لوشان با موفقیت می گذرانند . بزرگترین ویژگی شهید علی یوسفی در این دوران که باعث شده بود همه او را دوست داشته باشندآرامش و مهربانی او بود . او هرگز کسی را اذیت و آزار نکرد . آرام و آهسته راه می رفت ، آهسته حرف می زد . همیشه گل های تبسمبر لبانش شکفته بود . در ۱۱ سالگی از مهر مادری محروم شده بود . از همان ابتدا به قوانین و احکام اسلام پایبند بود .

حضور فعال در مساجد و نمازهای جماعت داشت . به روحانیت عشق می ورزید همانطوری که یک روز قبل از شهادت در نامه ای به برادرش می نویسد : « برادر عزیز من هر کس می گوید که روحانیت به جبهه نمی رود خیلی غلط می کند چون مخالف روحانیت است . به آن کوردلان بگویید که بیایند از نزدیک ببینند که چگونه این روحانیون عزیز شجاعانه همدوش رزمنگان می رزمند » وقتی که مبارزه با حکومت ستم شاهی علنی می شود به جهت پاکی ضمیر شهید علی یوسفی در خط مقدم مبارزه قرار می گیرد و در همه ی فعالیت های آشکار و پنهان و تظاهرات شرکت می نماید . می گویند در زمان ورود امام خمینی ( ره ) به وطن که ورود ایشان کمی به تأخیر افتاده بود علی یوسفی به پشت بام رفته و برای امام دعا می کردند . بعد از پیروزی انقلاب ، این فرزند سر به زیر و آرام تبدیل به مجاهدی خستگی ناپذیر می شود .

  • ابتدا در سنگر کمیته ی انقلاب به مبارزه با دشمنان انقلاب می پردازد و یار و یاور محرومان در فعالیت های جهاد سازندگی می شود تا اینکه حیات طیبه ی خود را مزین به تلاش در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی می کند و در سال ۱۳۶۰ لباس سبز سپاه را به تن می کند و یکی از پاسداران مخلص و بی ریای سپاه می شود . در طول خدمت ، بدون هیچ ترس و واهمه در خطرناک ترین عملیات های سپاه شرکت می کند . تا این که کشور عزیز ما ایران مورد هجوم دشمنان گول خورده ی شرق و غرب قرار می گیرد . شهید یوسفی از آنجا که رهرو راستین امام حسین ( ع ) بود ، پیروی از او را با انتخاب شهادت به اثبات رسانید و در اولین فرصت به سوی جبهه های جنگ شتافت و در تاریخ ۱۳۶۱/۴/۲۳ در عملیات رمضان شرکت نمود و بعد از پایان مأموریت به سپاه رودبار برگشت . عشق به شهادت و یاد دوستان شهید آرام و قرار را از او گرفته بود . غیرت و مردانگی نمی گذاشت که او در خانه باشد و خاک عزیز ایران در دست دشمن . شهید علی یوسفی برای‌ بار دوم به سوی جبهه می شتابد ولی این بار در محرم و عاشورای حسینی . شهید به خوبی می داند که عملیات محرم در راه است و خود را چون شهدای کربلا برای شهادت آماده می کند . او می گفت « من نمی توانم بمانم و طاقت بیاورم ، چون انسان وقتی به جبهه می رود به یاد امام حسین ( ع ) می افتد »

 

  • شهید علی یوسفی قبل از عملیات وصیت نامه ای تکان دهنده از خود به یادگار می گذارد و قبل از عملیات شکر فیض شهادت را به زبان می آورد :

« بار خدایا تو را شکر می گذارم که شهادت نصیب من شد »

در شب عملیات محرم در تاریخ ۱۳۶۱/۸/۱۰ نامه ای به برادرش می نویسد و از آن ها می خواهد که نگران نباشید .

« برای ما هیچ نگران نباشید ، چون ما خدا را داریم ، امام زمان ( عج ) با ماست ، سلاح ایمان با ماست . دیگر چرا ناراحت باشیم . چون اسلام خون می خواهد و ما هم باید خون بدهیم »

  • شهید علی یوسفی شجاعانه در عملیات محرم در منطقه موسیان شرکت می کند و یک روز بعد از عملیات در حالی که چون کوه در مقابل دشمن ایستادگی می کند گلوله ای بر قلب مهربان او اصابت می کند و قلب پر درد او را به آرامش الهی می رساند . این سوراخ شدن قلب در روی سینه گواه روشنی بر آن است که شهید یوسفی رو در روی دشمن تیر خورده است نه پشت به دشمن . آری آن تصویر شهید در زمان وداع آخر با آن خنده های شیرین نیز نشان از یک رضایت خاطر شیرینی دارد که فهم آن برای ما کمی دشوار است .
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

کلید مقابل را فعال کنید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.