پایگاه خبری تحلیلی احرارگیل

جمعه های«شهدایی» احرار/ وصیت شهید بهمن رضایی رودبار: اجازه نخواهیم داد ابرقدرت ها کشور ما را به خاک و خون بکشند

جمعه های«شهدایی» احرار/ وصیت شهید بهمن رضایی رودبار: اجازه نخواهیم داد که ابرقدرت ها کشور ما را به خاک و خون بکشند
بسمه رب الشهداء و الصدیقین
شکر می کنم خدای را که این توفیق را به من داد که بتوانم وظیفه شرعی خودم را در حد توانم نسبت به اسلام و قرآن انجام دهم در مدت هیجده سال که از عمرم می گذرد این زمان که عازم جنگ با کفار می باشم  از بهترین زمان عمر خود می بینم و از خدا تقاطا دارم که تمام گناهانی که کرده ام ببخشد و این آرزو را از خدا دارم که در بستر خواب نمیرم و مرا در راه اسلام به دست شقی ترین بندگان بمیرند این بود که آرزویم از خدا ، می خواهم که به من نیروی ایمان را عطا کند که فقط راه حسین (ع) را دنبال کنم هدف من از اعزام به جبهه فقط برای ازبین بردن کفر و ظالم جنابتکار است که در این جهان بیش از اندکی مسلمان نیست ولی می خواهند آن ها را هم ازبین ببرند و حکومت کمونیستی و صهیونیستی روی کار آورند. احساس می کنم که باید دین خود را تا آنجائیکه در توان دارم به اسلام و مردم وطن اهدا کنم بالاخره پس از ۱۹ سال زندگی به یاری حق به هدف خویش رسیدم هیچ چیزی در زندگی ارزوی من نبود به جز شهادت در راه خدا .
امیدوارم که خانواده عزیز من که مرا از کودکی به این سال رسانده اند اگر توفیق شهادت داشتم برایم گریه و زاری نکند و نسبت به روحانیت و امام بزرگوار خوشبین باشند و همچنین بچه های شما را طوری تربیت کنید که ادامه دهنده راه شهدا باشند.

عزیزانم امیدوارم که برای من ناراحت نباشید چون مرگ با عزت بهتر از زندگی ننگین است چون ما هرگز، ما بچه مسلمان ها به خود اجازه نخواهیم داد که ابرقدرت های شرق و غرب کشور ما را به خاک و خون بکشند و در کشور ما ایران جنایت و حکومت غیرخدایی بکنند. وصیت می کنم که فامیل ها از جمله زن عمو و مادربزرگ و عمه ها و خاله ها برای من گریه نکنند. همچون زینب صبر کنند و پیام شهدا را به تمام جهان بفهمانند. چند کلمه ای با برادرم سخن می گویم و آن این است که ای نور چشم من تو باید در برابر شهادت برادرت صبر کنی و اسلحه افتاده مرا برداری و به دشمن حمله کنی ، یک لحظه تفکر بالاتر از هفتاد سال عبادت است.

اگر از آسمانها خون ببارد
اگر خون از دم شمشیر ببارد
اگر ریگان هزاران ناو آرد
اگر صدام هزاران لشکر آرد
قسم برنهضت پاک حسینی
جدا هرگز نگردم از خمینی
—————————-
کشتن عاشق به جرم عاشقی دشوار نیست
هرکه عاشق شد برایش سر سپردن عار نیست
لایق عشق الهی نیست هر ناقابلی
عشق را کاری بکار مردم بدکار نیست.

و در آخر به عموی بزرگوارم می گوید که اگر سعادت شهید شدن را داشتم مرا در کنار پدر  بزرگوارم دفن نمائید. به امید پیروزی لشکریان اسلام بر کفر جهان خوار. اگر می شود در زمین منصور یوسفی باشد، بهتر است چون یک قبرستان همگانی می شود برای آینده خوب است و برای  مردم محل هم خوب است. تاریخ ۲۰/۳/۱۳۶۳