گیلان
کد خبر:226159
پ
۶۴۴۲۶۵_۱۹۰
🌷 «یادی که دردلهاهرگزنمی میرد یادشهیدان است» 🌷

🌹جمعه های »شهدایی» احرار/ شهید «علی‌‌اصغر آتشین صدف‌»، فومن: خدایا! می‌دانم‌ که‌ در محضر تو و در معرض‌ آزمایش‌ تو هستم‌

شهید آتشین‌ صدف‌ در مرحله‌ پنجم‌ از حضور خود در جبهه‌، در هشتم‌ دی ماه‌ ۱۳۶۴ در منطقه‌ عملیاتی‌ هورالعظیم‌، به دست‌ مزدوران‌ بعثی از ناحیه‌ی‌ سینه‌ و کتف‌ به شهادت رسید. در ادامه قسمتی از زندگینامه این شهید بزرگوار را می خوانیم.

گروه ایثارو مقاومت پایگاه خبری تحلیلی احرارگیل؛هرجمعه باشما با شهدائیم،🌹جمعه های »شهدایی» احرار/ شهید «علی‌‌اصغر آتشین صدف‌»، فومن: خدایا! می‌دانم‌ که‌ در محضر تو و در معرض‌ آزمایش‌ تو هستم‌

بسیجی‌ شهید «علی‌ اصغر آتشین‌ صدف»‌ فرزند حسین‌ به‌ سال‌ ۱۳۴۴ در محله‌ی‌ شهر بیجار فومن‌ تولد یافت‌. پس‌ از گذراندن‌ کودکی وارد مدرسه‌ شد و تا قبولی‌ سوم‌ راهنمایی‌ و أخذ مدرک‌ سیکل‌ به‌ پیش‌ رفت. ‌این شهید عزیز پس‌ از تشکیل‌ نهاد بسیج به‌ عضویت‌ پایگاه‌ بسیج‌ درآمد و مدتی‌ در این‌ پایگاه فعالیت‌ داشت‌، تا اینکه‌ در بیست‌ و چهارم‌ اردیبهشت‌ ماه‌ ۱۳۶۲از واحد بسیج‌ سپاه‌ فومن‌ به عنوان مشمول به‌ جبهه‌ی‌ جنوب‌ که‌ شامل‌ مناطقی‌ چون‌: خرمشهر، آبادان‌، دهلران‌، دزفول‌، اندیمشک‌، اهواز و سوسنگرد می‌شد، اعزام‌ گردید و طی‌ چند مرحله‌، در جبهه‌های‌ نبرد حق‌ علیه‌ باطل‌ در آن مناطق، شرکت‌ نمود.
شهید آتشین‌ صدف‌ در مرحله‌ پنجم‌ از حضور خود در جبهه‌، در هشتم‌ دی‌ ۱۳۶۴ در منطقه‌ عملیاتی‌ هورالعظیم‌، به دست‌ مزدوران‌ بعثی از ناحیه‌ی‌ سینه‌ و کتف‌ به‌ سختی‌ مجروح‌ گردید که‌ بلافاصله‌ او را به‌ بیمارستان‌ شهید بقایی‌ اهواز منتقل‌ نمودند تا اینکه سرانجام در آن بیمارستان جان‌ به‌ جان‌آفرین‌ تسلیم‌ نمود و به‌ جمع‌ شهدای‌ راه‌ اسلام‌ پیوست‌. چندی بعد پیکرش‌ از سوی‌ ستاد معراج‌ الشهداء اهواز به‌زادگاهش‌ منتقل‌ گردید و در گلزار شهدای‌ فومن در جوار دیگر شهدای‌ این‌ شهر به‌ خاک‌ سپرده‌ شد.
این‌ شهید گرانقدر وصیت‌ نامه‌ای‌ دارد که‌ در بخشی‌ از آن‌ آمده‌ است‌: «… ای‌ خدای‌ بزرگ‌، اکنون‌ که‌قدم‌ در میدان‌ نبرد نهاده‌ام‌، در حالی‌ که‌ می‌دانم‌ که‌ در محضر تو و در معرض‌ آزمایش‌ تو هستم‌. نمی‌دانم‌ اکنون‌ که‌ برای‌ دفاع‌ از کیان‌ اسلام‌ و حریم‌ قرآن‌، به‌ این‌ مکان‌ آمده‌ام‌، آیا موفق‌ خواهم‌ شد و به‌ سعادتی‌ که‌ در انتظارم‌ است‌، دست‌ خواهم‌ یافت‌ یا خیر…».

بنام خدا

ای خدای بزرگ! اکنون که قدم در میدان نبرد نهاده ام در حالی که می دانم در محضر تو و در معرض آزمایش تو هستم، نمی دانم اکنون که برای دفاع از کیان اسلام و حریم قرآن به این مکان آمده ام آیا موفق خواهم شد و به سعادتی که در انتظارم است دست خواهم یافت یا خیر؟ که در هر صورت آنچه مربوط به من و قدرت فکری و بدن من است در طَبَق اخلاص می نهم و از هیچ کوشش و تلاشی دریغ نخواهم کرد و آنچه مربوط به ذات بی زوال کبریایی است به خود او واگذار می کنم تا هر چه مصلحت بداند و مشیّتش تعلق گیرد عمل کند. پروردگارا! هنگام شهادت چنان بدنم را تکه تکه گردان که هر تکه بدنم پاک کننده گناهانم باشد.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

کلید مقابل را فعال کنید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.