گیلان
کد خبر:226161
پ
۰۰_dfb42efc98c572965717fbb7ae172e9f1be14d56
🌷 «یادی که دردلهاهرگزنمی میرد یادشهیدان است» 🌷

🌹جمعه های »شهدایی» احرار/ وصیت شهید محمدرضا علی پور ترشکوه، رودسر: ..کم کم قلم را از روى کاغذ بر میدارم و شما را به خداى بزرگ مى سپارم، مبادا در روز تشییع جنازه من گریه کنید!

شهید محمدرضا علی پورترشکوه:…کم کم قلم را از روى کاغذ بر میدارم و شما را به خداى بزرگ مى سپارم. و به امید آن روزى که شما و خانواده هاى شهداء به کربلا دور قبر حسین بن على (ع) جمع بشوید.

گروه ایثارو مقاومت پایگاه خبری تحلیلی احرارگیل؛هرجمعه باشما با شهدائیم،🌹جمعه های »شهدایی» احرار/ وصیت شهید محمدرضا علی پور ترشکوه، رودسر: من برخود لازم دانستم که به جبهه بیایم و از خدا مى خواهم که شهادت نصیبم شود 

وصیت نامه شهید محمدرضا علی پورترشکوه

نام : محمدرضا
نام خانوادگى : على‌پور
نام پدر: رمضان
تاریخ‌تولد : ۱۳۴۵/۱۱/۰۱
ش. ش : ۴۵۱۴
محل‌صدورشناسنامه : قزوین
تاریخ شهادت : ۱۳۶۶/۰۹/۱۲
نوع حادثه : حوادث‌مربوطبه‌جنگ‌تحمیلى
شرح حادثه : ه‌مناطق عملیاتى-دراثربیماریها)سکته,مسمومیت‌غذایى‌و(..

بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام و درود به رهبر کبیر انقلاب اسلامى ایران و سلام و درود بر رزمندگان سلام و درود بر شهیدان و معلولین و مجروحین جنگ تحمیلى ایران اسلامى و عراق
با عرض ادب چند کلمه اى وصیت نامه خودم را ذکر مى کنم. بنام خدا برادرم و خواهرم و مادرم وقتى که من شهید شدم مبادا گریه کنید و از گریه کر دن شما دشمنان اسلام شاد مى شوند وقتى که من شهید شدم دستانم را بیرون آورید و بگذارید مردم ببینند که با دست خالى از دنیا رفتم ووقتى که من شهید شدم چشمانم را باز بگذارید تا دشمنان اسلام بدانند که من کورکورانه نمرده ام وقتى که من شهید شدم مگذارید که اسلحه من بر زمین بیفتد اسلحه مرا بدست بگیرید و راه مرا ادامه دهید. ام خواهرم زهره و حورا و صغرى و فاطمه وقتى که شبهاى جمعه مى شود بر سر مزارم بیائید و با خواندن قرآن روح مرا شاد کنید و بر سر مزارم شمه روشن کنید و ام برادرم عبدالرضا و علیرضا و غلام شما هم که شبهاى جمعه مى شود همراه مادم و خواهرم بر سر مزارم بیایید و بر سر نماز رزمندگان و مجروحین را دعا کنبد بخصوص رهبر عزیز ما را که این اسلام را براى ما به ارمغان آورد و شما اى دامادم رحمان و قنبر شما هم مثل برادران و خواهرانم بر سر مزارم بیایید و با خواندن فاتحه روح مرا شاد کنید و تو اى دائى عزیزم وقتى که من شهید شدم مبادا گریه کنید و مرا رنج بدهید و شما اى عمه عزیزم من که میدانم که شما داغدار هستید مبادا در روز تشییع جنازه من گریه کنید

و تو اى پسر عمه محمود مى انم که شما مرا خیلى دوست داشتید و پس از چند سال باهم که هر جا مى رفتیم با هم بودیم ام این دشمن از خدانشناس به ایران عزیزمان حمله کرد و من برخود لازم دانستم که به جبهه بیایم و از خدا مى خواهم که شهادت نصیبم شود و خجالتى از خانواده هاى شهداء نداشته باشم. پسر عمه محمود مبادا در روز تشییع جنازه من گریه کنید مبادا اشک بریزید و اما شما اى شوهر خاله هایم و شما اى پسر خاله هایم شما هم مبادا بر سر مزارم بیایید و گریه کنید و اشک بریزید و اما شما اى همه دوستانم و شما اى خانواده ام شبهاى جمعه که مى شود با دسته گل و شمع بر مزارم بیایید و با خواندن قرآن و فاتحه روح مرا شاد کنید. مبادا گریه کنید و اشک بریزید و نگذارید اسلحه برزمین بماند اسلحه مرا بدست بگیرید و با دشمنان اسلام بجنگید و شما اى دوستان وقتى که در زمن چمن ترشکوه به باتزى فوتبال رفتید یاد مرا بیاورید و بگذارید مثل همیشه من در میان شما ها باقى بمانم.
در آخر عرایم با شما مردم همیشه در صحنه و مقاوم ترشکوه مى خواهم که جبهه ها را خالى نگذارید و بر سر نماز رزمندگان عزیز را دعا کنید و دعابراى رهبر عزیزمان و دعا براى مجروحین واسراء یادتان نرود

و در ضمن مادرم و خواهرم و برادرانم که شما در انتظارم بودید که من به خانه برگردم و لباس دامادى بر تن کنم و مادرم میدانم که شما مى خواستید من عروسى کنم و مرا در لباس دامادى ببینید ام در عوض کفن را بر تنم دیدید و شما اى مردم ترشکوه از من راضى باشید و هر چه بدى و خوبى که ]از [ن در ترشکوه دیده اید مرا عفو کنید کم کم قلم را از روى کاغذ بر میدارم و شما را به خداى بزرگ مى سپارم. و به امید آن روزى که شما و خانواده هاى شهداء به کربلا دور قبر حسین بن على (ع) جمع بشوید و نماز جمعه به امامت رهبر عزیزمان در آنجا بر گزار شود.
خدا حافظ مورخه ۱۳۶۶/۰۸/۰۵ محمد رضا على پور
جنوب کشور شلمچه

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

کلید مقابل را فعال کنید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.