گیلان
کد خبر:228547
پ
۶۸۲۹۸۶_۳۱۳
🌷 «یادی که دردلهاهرگزنمی میرد یادشهیدان است» 🌷

🌹جمعه های »شهدایی» احرار/ برگی از زندگی حماسی شهید «عین‌الله‌ تجددی‌ شالمایی»، شهرستان شفت

شهید تجددی چند ماهی‌ را در جنگ‌ با متجاوزین‌ بسربرد، تا اینکه‌ در تاریخ‌ نوزدهم‌اردیبهشت‌ ۱۳۶۲ در طی‌ درگیری‌ با مزدوران‌ عراقی در شلمچه در عملیات‌ ظفرمندانه‌ بیت‌المقدس ‌به‌ شهادت‌رسید ونامش به جاودانگی ماندگار شد.

گروه ایثارو مقاومت پایگاه خبری تحلیلی احرارگیل؛هرجمعه باشما با شهدائیم،/🌹جمعه های »شهدایی» احرار/ برگی از زندگی حماسی شهید «عین‌الله‌ تجددی‌ شالمایی»، شهرستان شفت.

شهید «عین‌الله‌ تجددی‌ شالمایی» نوزدهم‌ اردیبهشت‌ ۱۳۶۲ در طی‌ درگیری‌ با مزدوران‌ عراقی در شلمچه در عملیات‌ ظفرمندانه‌ بیت‌المقدس ‌به‌ شهادت‌رسید و نامش به جاودانگی ماندگار شد.

 استوار دوم‌ شهید «عین‌الله‌ تجددی‌ شالمایی» فرزند محمد، به‌ سال‌ ۱۳۳۸ چشم‌ به‌ جهان‌ گشود. دوران‌ کودکی‌ را سپری‌ نمود و پس‌ از آن‌ وارد مدرسه‌ گردید و تا حد خواندن‌ و نوشتن‌ به‌ تحصیل‌ پرداخت‌.وسپس درکنار خانواده‌ به‌ امور کشاورزی‌ پرداخت‌.

پس‌ از مدتی‌ وارد ارتش‌ گردید و به‌ خاطر خدمات‌ و شایستگی به‌ درجه‌ی‌ استوار دومی‌ نایل‌ آمد. پس‌ از شروع‌ جنگ‌ تحمیلی‌، این‌ شهید بزرگوار درتیپ‌ ۵۵ هوابرد شیراز خدمت‌ می‌کرد که‌ بنابر احساس‌ وظیفه‌، از همان‌ تیپ‌ به‌ منطقه‌ عملیاتی‌ جنوب‌ اعزام‌ گردید و چند ماهی‌ را در جنگ‌ با متجاوزین‌ بسربرد، تا اینکه‌ در تاریخ‌ نوزدهم‌اردیبهشت‌ ۱۳۶۲ در طی‌ درگیری‌ با مزدوران‌ عراقی در شلمچه در عملیات‌ ظفرمندانه‌ بیت‌المقدس ‌به‌ شهادت‌رسید ونامش به جاودانگی ماندگار شد.

رسمی دیگر از زندگی نامه شهید

شهید عین اله تجددی نیز چون شمعی در تاریکیها درخشید تا ظلمت و تاریکی دلها را روشن کند. با آنکه خود سوخت اما آرمان و اهداف انقلاب اسلامی را تداوم بخشید و با ایثار خویش به رهبر کبیر انقلاب اسلامی لبیک گفت و در جلوی دشمن مردانه ایستاد.

در هفدهم شهریور هزار و سیصد و سی و هشت در یک خانه روستایی واقع در سالهای شصت فرزندی متولد یافت که اسمش را عین اله نام نهادند، پدرش محمد تجددی از کشاورزان منطقه بود. عین اله وقتیکه به سن پنج سالگی رسید پدرش او را در ملاخانه ایکه توسط مرحوم کربلایی علی اکبر پاکدل اداره می شد برای فراگیری قرآن مجید گمارد و عین اله پس از یاد گرفتن سواد قرآن وقتیکه به سن هفت سالگی رسید در تنها دبستان شالماء یعنی دبستان اقبال سفید که حدودا سه الی چهار کیلومتر با خانه ایشان فاصله داشت برای تحصیل رفت و دوران ابتدایی را در این مدرسه به اتمام رساند در جنب دبستان مدرسه راهنمایی تاسیس شده بود آنگاه به مدرسه راهنمایی شالماء رفت و پس از دوران دوره راهنمایی می بایست برای ادامه تحصیل به یکی از شهرستانهای رشت و یا فومن می رفت، پس اتاقی در یکی از خانه های فومن اجاره نمود و در دبستان امیرکبیر فومن مشغول تحصیل گردید و پس از یکسال به دبیرستان فردوسی رفت و در آنجا ادامه تحصیل داد، اما متاسفانه نتوانست مدرک دیپلم را اخذ نماید و با مدرک دیپلم ردی وارد ارتش گردید و در هوا برد شیراز وارد شد و فن چتربازی را آموخت او در پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی (ره) نقشی بسزا در پادگان داشت. اعلامیه ها را مخفیانه وارد پادگان می کرد پس از پیروزی انقلاب اسلامی مکررا می گفت «که ما از چنگ ارتش آمریکا نجات یافتیم ارتش ایران استقلال پیدا کرده است و از بازدیدهای سیستماتیک آمریکایی خلاص شدیم» در سال ۱۳۵۸ با دختری در روستای نصیرمحله ازدواج نمود و ثمره این ازدواج دو دختر بچه به اسامی میترا و افسانه تجدید ی می باشند .

در ابتدای جنگ تحمیلی به منطقه عملیاتی جهت دفاع از میهن اسلامی مان رفت در اواخر سال ۱۳۶۰ بر اثر سقوط با چتر در منطقه یک پایش شکست و مدت ده روز در بیمارستان مراغه بستری گردید و پس از عمل و گرفتن گچ به پایش مدت یک ماه به مرخصی آمد و سپس دوباره برای باز کردن گچ پایش عازم بیمارستان شیراز گردید و دوباره بیست روز به مرخصی آمد هنوز پایش ورم داشت و خوب نشده بود یعنی به پای آسیب دیده اش دمپایی پوشیده بود و در پای دیگرش کفش، که زن و بچه هایش را از شالماء بسوی خانه اش در شیراز حرکت داد .

در موقع رفتن پدرش اسرار می کند مدتی در خانه استراحت کن و سعی کن به جبهه نروی تا پایت خوب شود. اما شهید عین اله تجددی با ناراحتی به پدرش می گوید: «اگر شما به منطقه عملیاتی بیایید ببینید چه بر سر مردم آمده است شما هم حتما به دنبالم خواهید آمد. پدر، اگر ما جلوی آنها را نگیریم آنها به هیچکس حتی به زن و بچه مردم هم رحم نمی کنند و روزی فراخواهد رسید تا پایشان به این روستا هم کشیده شود، آیا بعدا می توانید تحمل نمائید؟

او قرآن را دوست داشت مخصوصا شبهای ماه رمضان مرتب قرآن می خواند و نمازش را همیشه به موقع بجای می آورد تا آنجا که دوستانش با او به شوخی می گفتند تو بجای ارتش می بایست درس طلبه گی می خواندی!

شهید عین اله تجددی در تمام دوران تحصیلاتش در موقع کار کشاورزی چه در مزرعه برنج و چه در باغ چای دوشادوش پدرش کار می کرد و هرگز از کاری که به ایشان محول می شد، شانه خالی نمی کرد .

در تاریخ ۱۳۶۱/۲/۱۹ درجبهه جنگ شلمچه با درجه استواری شهید شد و به جمع کاروان شهداء شالماء پیوست.

روحش شاد و یادش گرامی باد .

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

کلید مقابل را فعال کنید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.