گیلان
کد خبر:237180
پ
۸۱۰۱۸۳_۵۲۵
🌷 «یادی که دردلها هرگزنمی میرد یاد شهیدان است» 🌷

🌹جمعه های «شهدایی» احرار/ شهید «علی‌ تیغ‌ نورد»، فومن: مادرجان! من‌ امانتی‌ بودم‌ از جانب‌ خدا و او امانتش‌ را از شما گرفت‌ و امیدوارم‌ که‌ مرا ببخشی‌…

ای شهیدان سر از تن جدا. وای ثاراله. مرا ببخش که هشت سال از جنگ گذشته و هشت سالی که هر روز یارانت را شهید می کنند ولی من رو سیاه و گناهکار تازه به کاروانت پیواسه ام . ای پسر شیر خدا مرا با یارانت محشور گردان و مرا جلوی شهدا ءسرشکسته نگردان. ».

گروه ایثارو مقاومت پایگاه خبری تحلیلی احرارگیل؛هرجمعه باشما با شهدائیم،/🌹جمعه های «شهدایی» احرار/ شهید «علی‌ تیغ‌ نورد»، فومن: مرا جلوی «شهدا» سرشکسته نگردان. مادرجان! من‌ امانتی‌ بودم‌ از جانب‌ خدا و او امانتش‌ را از شما گرفت‌ و امیدوارم‌ که‌ مرا ببخشی‌…

🌹می‌خواهیم هر جمعه کار را با تبرک و مدد از این عارفان عاشق آغاز کنیم و با نامی و یادی از این ستاره‌ها شب کنیم ؛باشد که ادای دینی بر آن همه رشادت، شهامت، مجاهدت و …ان شاءلله.

 شهید «علی‌ تیغ‌ نورد» فرزند ولی‌، به‌ سال‌ ۱۳۴۶ در روستای‌ شنبه‌ بازار تولد یافت‌. دوران‌ طفولیت‌ را در کنار پدری‌ زحمتکش‌ و مادری‌ مهربان‌ سپری‌ نمود، تا اینکه‌ راهی‌ مدرسه‌ شد.

این‌ شهید بزرگوار پس‌ از پشت‌سر گذاشتن‌ مقطع‌ ابتدایی‌ و راهنمایی‌، وارد دوره‌ متوسطه‌ گردید و با پشتکاری‌ که‌ در زمینه‌ی‌ تحصیل‌ داشت‌، موفق‌ به‌ أخذ مدرک‌ دیپلم‌ فرهنگ‌ و ادب‌ شد. پس‌ از تحصیل‌، به عنوان‌ پاسدار مشمول‌ عازم‌ جبهه‌ شد، تا همانند دیگر رزمندگان‌ به‌ جهاد و مبارزه ‌بپردازد و از حریم‌ کشور خود نیز دفاع‌ نماید. مدتی‌ در جبهه‌ بسر برد، تا اینکه‌ سرانجام‌ در چهارم‌ فروردین‌ ۱۳۶۷ در منطقه‌ی‌ عملیاتی‌ غرب‌ کشور، در ناحیه‌ای‌ موسوم‌ به‌ خورمال به شهادت‌ رسید و در زمره‌ی‌ شهدای‌ اسلام‌ قرار گرفت‌.

در قسمتی‌ از وصیت‌ نامه‌اش‌ که‌ در مورخه‌ ۲۵/۱۰/۶۶ به‌ هنگام‌ اعزام‌ به‌ مناطق‌ عملیاتی‌ نوشته‌ شده‌، آمده‌ است‌: «…پدر و مادر عزیزم‌، می‌دانم‌ که‌ برایم‌ خیلی‌ زحمت‌ کشیده‌اید… مادر جان‌ می‌دانم‌ تا سحر بر گهواره‌ام‌ نشسته‌ای‌ و بیداری‌ کشیده‌ای‌.

قطعاً وظیفه‌ام‌ جبران‌ زحمات‌ تو بود، امامن‌ امانتی‌ بودم‌ از جانب‌ خدا و او امانتش‌ را از شما گرفت‌ و امیدوارم‌ که‌ مرا ببخشی‌…

ای شهیدان سر از تن جدا. وای ثاراله. مرا ببخش که هشت سال از جنگ گذشته و هشت سالی که هر روز یارانت را شهید می کنند ولی من رو سیاه و گناهکار تازه به کاروانت پیواسه ام . ای پسر شیر خدا مرا با یارانت محشور گردان و مرا جلوی شهدا ءسرشکسته نگردان. ».

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

کلید مقابل را فعال کنید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.