گیلان
کد خبر:237543
پ
۸۴۰۹۸۹_۱۵۱
🌷 «یادی که دردلها هرگزنمی میرد یاد شهیدان است» 🌷

🌹جمعه های «شهدایی» احرار/ شهید «موسی حسن پور»، آستارا: … سفارشم به مردم مسلمان این است که همه پاسدار اسلام باشند

… سفارشم به مردم مسلمان این است که همه پاسدار اسلام باشند و پاسداری ، پوشیدن لباس پاسداری نیست، اول به حرف امام خمینی گوش فرا دهید و آنگاه به حرف روحانیت.

گروه ایثارو مقاومت پایگاه خبری تحلیلی احرارگیل؛هرجمعه باشما با شهدائیم،/🌹جمعه های «شهدایی» احرار/ شهید «موسی حسن پور»، آستارا: … سفارشم به مردم مسلمان این است که همه پاسدار اسلام باشند.

🌹می‌خواهیم هر جمعه کار را با تبرک و مدد از این عارفان عاشق آغاز کنیم و با نامی و یادی از این ستاره‌ها شب کنیم ؛باشد که ادای دینی بر آن همه رشادت، شهامت، مجاهدت و …ان شاءلله.

… وقتی همهمه تشکیل سپاه پاسداران در شهرستان آستارا پیچید، او داوطلبانه به آنها پیوست. دوران آموزشی را در یکی از سواحل جنگلی روستای لوندیل گذراند ، آموزش فشرده و در عین حال نفس گیر زیر نظر تعدادی از نیروهای زبده تهرانی که آمده بودند در این منطقه مرزی حساس سپاه تشکیل دهند تا این شهرستان کوچک هم سهمی در دفاع از انقلاب اسلامی داشته باشند.

 «موسی حسن پور» هر چند به سختی آموزش هایی که در پیش روی داشت واقف بود، ولی او با بدن ورزیده خویش اطمینان داشت که حتما از عهده این آموزش فشرده بر خواهد آمد و برآمد. از همان ابتدای دوره ، او دوست داشت که نظم و ترتیب را در همه امورش دخالت دهد. او آرزوی پوشیدن لباس سبز پاسداران را داشت و برای اتمام دوره و اینکه بتواند آن لباس سبز را بپوشد لحظه شماری می کرد.

یکی از دوستانش در این مورد می گوید: موسی هیچ وقت نشد که در پوشیدن لباس و رعایت همه جوانب آن کوتاهی و بی دقتی کند، برخلاف بعضی ها که خیلی شلخته لباس می پوشیدند ، او فوق العاده منظم بود، هیچ وقت نشد که او مثلا دمپایی به پا داشته باشد یا جوراب نپوشیده باشد..

همیشه حاضر به ماموریت

سالهای ۵۹ و ۶۰ گروهک ها و سازمان های ضد اسلامی، دائما مشغول شلوغ کردن اوضاع بودند. تظاهرات و تجمعات خیایانی و شعارهای ضد جمهوری اسلامی ، بخصوص اغتشاش در کردستان ، خیلی از جمله موسی را آزرده بود و برای همین او بارها خواسته بود که به کردستان اعزام شود، ولی بچه های سپاه می گفتند اینجا نیرو کم داریم و اگر بفهمند که سپاه نیرو کم دارد، اینجا را کردستان خواهند کرد، در آستارا گروه هایی مانند چریک های فدایی خلق!

مجاهدین خلق و حزب توده ، هر روز بیشتر از گذشته بر فعالیت های خود می افزودند و این میان سپاه را نیز هدف اصلی شان قرار داده بودند و یکی از نکاتی که مطرح می کردند تشکیل سپاه با نیروهای غیر بومی بود. این برای موسی خیلی دردآور بود و موسی را خیلی ناراحت می کرد، یکی از دوستانش می گفت : موسی در مقابل این مسئله می خندید و به ما گفت که مگر خدمت به اسلام بومی و غیر بومی می شناسد ، به هر حال موسی با هوش بالایی که داشت بیشتر از همه چیز نگران انقلاب بود.

آغاز جنگ تحمیلی و حضور در جبهه ها

زمانی که عراق به ایران حمله کرد و نقاطی از خاک ایران را اشغال کرد ، موسی حسن پور جانش از انتظارحضور در جبهه ها به لب آمد ، او خیلی اصرار می کرد که باید او را اعزام کنند و حتی اصرار می داشت که او را به تنهایی به جبهه ها اعزام کنند ولی ناگهانی بودن حمله عراق از سویی و بی سامانی نیروهای مسلح ایران در جبهه ها و به عبارتی غافلگیر شده آنها در آن دوران ، مانع از حضور بودن نظم پاسداران در جبهه ها بود. باید ابتدا جبهه ها نظم و سامان پیدا می کرد و بالاخره این موعد فرارسید و آنها در غالب یک گروه بیست نفری از پاسداران شهرستان آستارا به غرب کشور اعزام شدند.

حضور آنها در جبهه های غرب به عنوان نیروی عملیاتی نبود و همین موضوع او را فوق العاده نگران کرده بود، آنها به عنوان نیروی پشتیبان در جبهه های غرب حضور داشتند.

قسمتی از وصیتنامه شهید «موسی حسن پور»

… سفارشم به مردم مسلمان این است که همه پاسدار اسلام باشند و پاسداری ، پوشیدن لباس پاسداری نیست، اول به حرف امام خمینی گوش فرا دهید و آنگاه به حرف روحانیت.

انا لله و انا الیه راجعون. اگر پیروز شدم و اگر شهید شدم، به خدا پیوستم. مرگ را نابودی حساب نکنید که مرگ برای همه است و من با مرگم از بین نمی روم که به سوی خدا باز می گردم، فقط آرزویم این است که در راه الله شهید شوم.

به پدر و برادرانم سفارش می کنم که بر سر مساله مال دنیا با هم اختلاف نکنند. در تقسیم زمین در میانتان تقوا را رعایت کنید و نگویید که ما یک پسر پاسدار داریم، بلکه همه شما باید پاسدار اسلام باشید.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

کلید مقابل را فعال کنید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.