گیلان
کد خبر:42864
پ
Main3806.gif

تعداد شهدای گیلان + آمار تفکیکی

۷۳۸۵ شهید گیلان مثل آبهای جنوب ایران نیست که آن را همیشه، «خلیج همیشه فارس» بنامیم، جزایر و ترکیبات و توضیحاتی دارد که گاه از اصلش مهمتر می شود.

به گزارش احرارگیل به نقل از ماسال نیوز، اگر از ما درباره ترکیب شهدای گیلان بپرسند و بگویند پاسخ صحیح یک ماشین جایزه دارد، آن وقت این ترکیب که از تیزرهای تلویزیون استانی شنیده ایم و روی پوسترهای یادواره های شهدا در مساجد و پایگاه ها و کتابخانه های عمومی دیده ایم اولین چیزی است که در عمق ذهنمان می گذرد، بعدش ولی هر چی خودمان و اطلاعات قبلی مان را به در و دیوار می زنیم، چیز بیشتری گیرمان نمی آید. کمی که بگذرد البته به جای کاسه چه کنم چه کنم دست گرفتن، یادمان می آید که شهدایی را که در محله و شهر داریم مرور کنیم و از مشت به خروار برسیم. مثلاً منِ شاندرمنی با خودم می گویم شهید امامی دانش آموز بود، شهید نیاکان جاویدالاثر است، یکی دو تا شهید پاسدار هم که داشتیم، شهید بسیجی هم شاید چندتایی داشته باشیم و ما بقی سربازان وظیفه هستند. یکبار که به عقب بر می گردم و ذهنیاتم را مرور می کنم متوجه می شوم اینها کافی نیست و من باید دنبال اطلاعات دیگری هم باشم، مثلاً اینکه چند شهید معلم، چند روحانی، چه تعداد بازاری و اینها هم نوعی ترکیب بندی شهدا است.

و چون این اطلاعات اخیر را نمی دانیم، از اینجا به بعد پیش وجدانمان قبول می کنیم که درباره ترکیب شهدای استان و شهرستان و حتی شهر چیزی نمی دانیم یا یادمان نیست، ماشین را بی خیال، تازه شانس بیاوریم کسی نباشد و توی سرمان نزند که اینقدر مردسالار نباش، چرا حتی از آن گوشه های خلوت و بدون گشت و گذار ذهنت هم عبور نکرد که ممکن است چند نفری شهید زن هم داشته باشیم. یا مثلاً آن راننده بولدوزری که آن بچگی ها می آمد و راه خاکی خانه مان را درست می کرد جلوی چشمم نباشد که اعتراض کند چرا به کل کلاً چیزی به اسم جهاد سازندگی را که آب و برق و راه تان را مدیون هجرت و جهاد دراز مدتشان هستید فراموش کرده ای. بگذریم.

جملات بالا را وقتی نوشتم که تیتر «گیلان در انقلاب اسلامی» را در صفحه بیست و یکم کتاب «استاندار آسمانی» دیدم و نوشته های پایینش را خواندم. مؤلف کتاب ابتکار به خرج داده و برای آشنا کردن خوانندگان با فضای کلی گیلان مقدماتی ردیف کرده است و از جمله این مقدمات مطلبی است که گفتم و در آن آماری از تعدادی شهدای گیلان و ترکیب آنها را آورده است.

اول از همه وقتی توجه خواننده جلب می شود که می بیند تعداد کل شهدای گیلان ۱۸۵ تا بیشتر از ۷۲۰۰ تای معروف است.

در ادامه آمار جانبازان و آزادگان آمده است که چندان دور از انتظار نیست، اما بعید می دانم در این آمار، آن پیرزن یکصد و شش ساله جانباز کشف حجاب در شاندرمن و بقیه جانبازان و شهدای کشف حجاب لحاظ شده باشند.

اما بعد از اینها نوبت به نشنیده ها می رسد، لااقل من که نشنیده بودم و نمی دانستم، امیدوارم شمایی که این را می خوانید در دلتان بگویید چه نویسنده پرتی که چیزهایی را که همه می دانند حتی یکبار هم نشنیده است.

استان گیلان از شروع مبارزات برای پیروزی انقلاب اسلامی و بعدش دفاع مقدس تا امروز ۴۲ شیرزن شهید به خود دیده است. شاید صدا و سیمای استانی ما از نشان دادن سهم گیلان در مبارزات انقلاب اسلامی دریغ کند اما این چیزی از  ۶۱ شهید انقلاب اسلامی گیلان کم نمی کند. راستی حالا که بحثش شد بگویم اگر گذرتان به گلزار شهدای رشت افتاد حتماً به قسمت جدا انداخته گلزار که مربوط به شهدای انقلاب اسلامی است نیز سری بزنید.

در سطرهای قبلی گفتم نه فقط شهدای جهاد، که حتی خود جهاد سازندگی هم یکی از فراموش شده های زودهنگام تاریخ ماست، از بین جوانان و مردان (و شاید زنان) گیلانی که زندگی شان را در دو دهه اول انقلاب صرف محرومیت زدایی و برق رسانی و درست کردن شبکه آب و اینها کردند ۶۳ نفرشان از سکو بالا رفته اند و مدال شهادت به گردن اویخته اند. واقعاً برای اینکه شاهکار جهاد در ایران از دل تاریخ بیرون بیاید و به تاریخ نمایانده شود جهادی باید.

۱۴۹ شهید اهل سنت پایه دیگر انقلاب اسلامی و دفاع مقدس و مجاهدت برای سازندگی در ایران هستند که متأسفانه هنوز کاری برایشان صورت نداده ایم.

به غیر از استاندار و معاون آسمانی اش، گروه های منافقین و چپ نیز که آن اوایل جای پای نسبتاً محکمی در گیلان داشتند ۱۰۳ نفر از خدمتکاران و مبارزان این خطه را به آرزویشان رسانده اند. شهدای ترور از این جهت با شهدای دیگر متفاوت اند که معمولاً تک تک انتخاب شده اند، یعنی ضد انقلاب احساس می کرد اگر آنها نباشند کار این مملکت گره می خورد.

شاید غیر منتظره ترین آمار شهدای گیلان که در این کتاب آمده است آمار شهدای دانش آموز باشد، شما اگر در مجموعه آموزش و پرورش نباشید خداییش فکر می کنید که گیلان ۸۶۰ دانش آموز شهید داشته باشد؟ این هم از این.

آخرین موردی که اینجا می گویم ـ و مابقی را باید در انتهای مطلب ببینید ـ آمار شهدای روحانی و طلبه گیلان است. روحانیت متعهد گیلان در انقلاب و دفاع مقدس و قبل و بعدش نشان داد که مثل همراه مردم و پیش تر از آن برای مبارزه با ظلم و کفر حاضرند بر بالای دار بروند. همین یک مورد، فقط همین اگر خوب گفته می شد دیگر اینطور نبود که بعضی از ماها اینهمه فکر کنیم آخوندها جهاد و شهادت را فقط برای مردم می خواهند و به بهشت نمی روند.

طولانی شد، جمع بندی کنم. هفته دفاع مقدس است. ۷۳۸۵ شهید گیلان مثل آبهای جنوب ایران نیست که آن را همیشه، «خلیج همیشه فارس» بنامیم، جزایر و ترکیبات و توضیحاتی دارد که گاه از اصلش مهمتر می شود. شاید امروز اگر شهدای دفاع مقدس ما بودند یکی از حرف هایشان به ما این بود: بماند که درباره ما کم کار کرده اید، ولی فراموش نکنید که شهدا فقط آنهایی که در خط مقدم به شهادت رسیدند نیستند، برادران و خواهران شهید انقلاب اسلامی، جهاد سازندگی، ترورها و مدافعان حرم و شهدای دیگر هم یادتان باشد، یادتان باشد که شهدای خط مقدمی هم همه از مجاهدان سرافراز ارتشی و سپاهی نبوده اند، دانش آموز و بسیجی و کارگر و معلم و بازاری و دانشجو و مهندس و پیر و جوان، همه بودند.

تعداد کل شهدا: ‏۷۳۸۵
تعداد آزادگان: ‏۲۶۲۰
تعداد جانبازان ‏۲۱۲۰۰
شهدای زن: ‏۴۲
شهدای قبل از پیروزی انقلاب: ‏۶۱
شهدای جهاد: ‏۶۳
شهدای ناجا (کمیته، ژاندارمری و…)‏: ‏۸۶
شهدای ارتش: ‏۳۵۶۱
شهدای اهل سنت : ۱۴۹
شهدای روحانی: ‏۱۴۰ (بعد از قم و تهران بالاترین آمار شهدای روحانی را دارد)‏.
شهدای کارمند: ‏۳۳۴
شهدای قاری قرآن: ‏۱۰۷
دانشجوی شهید: ‏۱۰۲
شهدای دانش آموز: ‏۸۶۰
معلم شهید: ‏۱۳۱
ورزشکار شهید: ‏۲۰۲
شهدای ترور ضد انقلاب: ‏۱۰۵

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

کلید مقابل را فعال کنید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.