گیلان
کد خبر:75622
پ
Zarif-out1(www.IR-Proma.Rzb.IR)

الغریق یتشبث بکل حشیش

از یک سوی محمود احمدی نژاد را آن سیاستمدار تندرویی می نامند که مبارزه بی امانش با آمریکا و رژیم فاسد صهیونیستی موجب تحریم ایران شده است و در عین حال او را ۱۰۰ برابر “کدخدا دوست” تر و معتدل تر از خودشان معرفی کنند!

به گزارش احرارگیل، از وقتی مقام معظم رهبری در سخنرانی خود فرمودند “من اجازه نمی‌دهم!” دیپلمات‌ها و حقوق‌دان‌های دولت تدبیر به تکاپو افتادند. از یک سو دشمن مستکبر و زیاده خواه بر بازجویی از فرزندان دانشمند ایران اسلامی و بازرسی از مراکز نظامی نیروهای مسلح قهرمان کشورمان اصرار دارد و آن را به مثابه یکی از مهمترین شروط خود برای حصول توافق خوب تعریف کرده و از سوی دیگر رهبری مقتدر انقلاب اسلامی حرف آخر را در این باره گفته اند.

شاید به همین دلیل بود که عباس عراقچی که پیش از این بارها و بارها با گردن فرازی صراحتا گفته بود توافق هسته ای و اجرای پروتکل ننگین الحاقی نیازی به تصویب مجلس ندارد، در برنامه گفت و گوی ویژه خبری از این مواضع عقب نشینی کرد و از سر ناچاری گفت این دو مساله باید به تصویب مجلس شورای اسلامی برسد. از همه بدتر اینکه نوابغ دیپلماسی بنفش با آن همه ادعا و سابقه ۳ دهه زندگی در کوچه پس کوچه های نیویورک و مطالعه تمام متون امنیت ملی یانکی ها، از پیش بینی ورود کنگره آمریکا به مساله توافق هسته ای با کشورمان عاجز ماندند و خوش خیال هایی که تصور می کردند کدخدای جهان تنگ و تاریکشان -موسوم به باراک اوباما- اقدام به وتوی مصوبه کنگره آمریکا برای نظارت بر توافق هسته ای خواهد کرد، سنگ روی یخ شدند. رفتارهای انتحاری و مضحک دیپلمات های بنفش را باید با چنین پس زمینه ای به تماشا نشست.

محمد جواد ظریف اخیرا در یک ادعای بی‌اساس بازرسی از مراکز نظامی و مصاحبه با دانشمندان هسته‌ای را مسبوق به سابقه در دولت‌ قبل دانسته است! ادعایی که با اصول اولیه دیپلماسی دولت عدالت‌محور دکتر احمدی‌نژاد در تضاد بود و با انتشار اطلاعیه تکذیب شد؛ دولتی که رئیس جمهور آن در آخرین گزارش عملکرد هشت‌ساله دولت خود، یک جمله را به صورت کاملاً آگاهانه برجسته کرد: “ملت ایران بدانند، بنده در این هشت سال حتی یک سند برعلیه منافع ملت امضاء نکردم!”

گویا چشمان تیزبین دکتر احمدی‌نژاد، همان روز نتیجه‌ی اجرایی شدن همه‌ی سیاست‌های داخلی و خارجی کاندیدای پیروز انتخابات ۹۲ را پیش‌بینی کرده و انتهای مسیر را دیده و برای اطلاع عموم مردم شریف ایران لب مطلب را در قالب جمله‌ای کلیدی بیان کرده است. شاید آن روز با شنیدن آن جمله، برخی ها معنای آن را به درستی متوجه نشدند ولی امروز که همگان می بینند چقدر راحت کسانی که مصدر امور یک ملت انقلابی و هوشیار را در دست گرفته اند، سخن از بازرسی از مراکز نظامی به میان می آورند، معنای آن را با گوشت و پوست خود درک کرده اند.

محمد جواد ظریف واقعاً با چه هدفی آن ادعای کذب را به زبان آورد؟ مگر نه این است که در پی توافق سعد آباد دشمن وحشی و خصم جنایتکار ۲۷ بار از مراکز نظامی کشورمان بازدید کرده و مگر نه اینکه فقط یک مورد از آن در سومین ماه شکل گیری دولت نهم صورت گرفته و بعد از آن رئیس جمهور غیور بساط این مکانیزم تحقیر آمیز و ذلت بار را برچیده است؟ اصلاً به فرض محال که در دولت قبل چنین اتفاقی افتاده باشد، شما با چه رویی تنها چند روز پس از شنیدن جمله‌ی “من اجازه نمی‌دهم”، به ادعاهای کذب برای توجیه اعمال خود چنگ می‌زنید؟ اگر نتیجه تعهدات سعدآباد بازرسی از مراکز نظامی و مصاحبه با دانشمندان کشور بوده و منجر به ورود ویروس ویران کننده استاکس نت و ترور فرزندانمان شده است، پس با چه منطقی اصرار بر تکرار همان تعهدات ذیل عنوان مضحک “دسترسی مدیریت” شده دارید؟ چشم امیدتان به همان دستمال عراقچی است؟! ملت را چه انگاشته‌اید؟ به فرض صحت اکاذیب جناب ظریف اگر در دولت گذشته با دانشمندان کشور مصاحبه شده و از مراکز نظامی ما بازرسی صورت گرفته و با وجود این همه عقب نشینی و امتیاز دادن باز هم دشمن اقدام به تحریم جمهوری اسلامی کرده و دست از خصومت ورزی برنداشته، مگر ما بیمار هستیم که مجددا دانشمندانمان را به بازجویان سیا بسپاریم و درب مراکز نظامی مان را به رویشان بگشاییم و باز هم تحریم ها برداشته نشود؟! با علم به این مساله اصرار دیپلمات های بنفش به ادامه این مذاکرات چه معنایی دارد؟!

علاوه بر این ظاهرا ما با مشتی واپسگرا و مرتجع سیاسی روبرو هستیم که در حل بدیهاتی چون امتناع اجتماع نقیضین مانده اند. از یک سوی محمود احمدی نژاد را آن سیاستمدار تندرویی می نامند که مبارزه بی امانش با آمریکا و رژیم فاسد صهیونیستی موجب تحریم ایران شده است و در عین حال او را ۱۰۰ برابر “کدخدا دوست” تر و معتدل تر از خودشان معرفی کنند! به طوری که اجازه بازرسی از مراکز نظامی و مصاحبه با دانشمندان کشور را صادر کرده است! اگر احمدی نژاد این چنین معتدل بود که به جای حسن روحانی، گرد او جمع می شدید و رویش شمشیر کینه و بغض نمی کشیدید! هر دو ادعایتان دروغ است. تحریم هایی که ضرباتی سخت به اقتصاد ایران وارد آورد هیچ ارتباطی با کاغذ پاره های شورای امنیت سازمان ملل نداشت چه اینکه این قطعنامه ها اساسا هیچکدام ماهیت اقتصادی نداشتند و صرفا بر مسائل نظامی یا تجهیزات با کاربرد های دو گانه دلالت داشتند. آنچه بحران ارزی را در کشور پدید آورد، مصوبه کنگره آمریکا و اتحادیه اروپا برای تحریم بانک مرکزی جمهوری اسلامی بود که پس از حمله مشکوک به سفارت رژیم سلطنتی بریتانیا محقق شد. بالاتر از این، مگر روسیه عضو دائم شورای امنیت نیست؟ مگر بعد از غائله اوکراین تحت تحریم های سخت اقتصادی قرار نگرفته است؟ مگر روسیه حق وتو ندارد؟ مگر شورای امنیت می تواند علیه کشوری که خودش حق وتو دارد قطعنامه تحریم صادر کند؟ پس چرا تحریم شده آنطور که شخص ولادیمیر پوتین نسبت به آثارمخرب آن بر اقتصاد روسیه ابراز نگرانی کرده است؟ پاسخ روشن است. تحریم های روسیه را کنگره آمریکا و اتحادیه اروپا صادر کرده اند! آیا طرح این دو ادعای ۱۰۰ درصد متناقض به صورت همزمان حکایتی غیر از این است که “غریق برای نجات از غرق شدن به هر شاخه‌ی خشکیده‌ای چنگ می‌زند”؟! اتفاقا به دلیل همین رفتارهای مرتجعانه سیاسی است که جریان عدالت خواه ایرانی مدت هاست آن ها را طرف حساب خود نمی داند و اگر استارت بزند، نه از ایران که از خاورمیانه شروع خواهد کرد و کل جریان سازش در منطقه را یکجا عقیم می کند.

نکته مثبت و روبه جلویی که در اطلاعیه وزارت امور خارجه وجود دارد، تهدید عوامل ظریف به شکایت از دفتر رئیس جمهور سابق است. با وجود همه انتقادات به دیپلمات های بنفش دلیلی وجود ندارد که خوشحالی مان را از نشان دادن سر سوزنی جربزه از جانب آن ها پنهان کنیم. اینکه دیپلمات ویلچرنشین در حد یک بیانیه هم جرئت تهدید و واکنش پیدا کرده، امری است مبارک و امید است با تقویت این بنیه بتواند در نوبت بعدی که کدخدای فاسد و خونخوار عالم ملت ایران را تهدید به حمله نظامی می کند، جلوی خنده اش را بگیرد!

دولت حسن روحانی،که همه‌ی مدیریت خود را به موضوع هسته‌ای خلاصه کرده و مملکت را به حال خود رها و حل مشکلات را تنها در گران کردن و حذف امتیازات داده شده به ملت می‌بیند، بهتر است بجای ادامه مسیر اشتباه کنونی، مسیر عزت را جایگزین کند. روش‌های اشتباه، برپایه‌ی اعتماد به استکبار جهانی، مسیرهایی است که پیش از این امتحان شده و نتیجه آن روشن است. در نهایت آرزو می‌کنیم با امضای تفاهم‌نامه‌ی نهایی، جشن طرفداران بنفش دولت یازدهم، ازجنس جشن‌ کوتاه‌مدت هواداران تیم تراکتورسازی پس از مسابقه‌ی اخیر این تیم مقابل نفت، با اتکاء به نقاط خیالی نباشد، نقاطی که با داد و بیداد و فریادهای اغواگرایانه خود در پی القای آن بعنوان یک خبر مقدماتی برای پیروزی بزرگ بودند و پس از اطلاع از دروغ بودن آن مجلس شادی‌شان به یک مجلس عزای جمعی تبدیل شد./ محمد جوادی

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

کلید مقابل را فعال کنید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.